كورش، تو به ما آموختي چگونه ايراني باشيم

October 31, 2009

متن سخنراني كورش زعيم در پاسارگاد :

در اين پنجمين سال برپايي روز جهاني كورش و سومين سال بنيانگذاري اين روز بنام روز ملي ايران، من ايراني بودن شما را در اين روز خجسته شادباش مي گويم. بيشتر ما كه در اينجا گرد آمده ايم و اين روز فرخنده ملي را بزرگ مي داريم، در اين پندار هستيم كه كورش فردي استثنايي و بي همتا در جامعه ايراني بوده است. در صورتيكه اينجور نيست. كورش يك ايراني راستين بود، زيرا در خانواده و جامعه ايراني پرورش يافته و آموزش ديده بود. در آن زمان، هزاران هزار كورش در ايران مي زيستند كه ما يكي از آنان را كه بخت پادشاهي و جاودانگي يافتن در تاريخ را پيدا كرد مي شناسيم. در آن زمان جامعه ايراني كورش مي پروراند. پدر او كورش بود، دوستانش كورش بودند، مربيانش كورش بودند، مادرش كورش بود، همسرش كورش بود و فرماندهانش همه كورش. ما صدها سال است كه بعلت تحميل انديشه ها، گفتار و كردار ناايراني، از آن فرهنگ زيباي آدم ساز درست انديشي، راستگويي، گفتار و كردار نيك فاصله گرفته ايم و ديگر ايراني راستين نيستيم. اينكه ما كورش را اينگونه گرامي مي داريم، نشانگر آن خواهش و آرزوي دروني ماست كه دوباره ايراني باشيم.

در آن دوران، يك دولتمرد هرگز دروغ نمي گفت، در اين دوران هرگز راست نمي گويد. در آن دوران، سردمدارن كشور نه تنها به خزانه ملت دست دراز نمي كردند، بلكه به خزانه كشورهاي بيگانه تسخير شده هم دست دراز نمي كردند؛ در اين دوران نه تنها خزانه ملت را تهي مي كنند، بلكه كشورهاي بيگانه هم خزانه ملت ما را تهي مي كنند. در آن دوران، هر ديوانسالاري كه دروغ مي گفت يا به مردم خشونت مي كرد يا به حقوق مردم تجاوز مي نمود، بي درنگ نكوهش و از كار بركنار مي شد؛ در اين دوران، ارتقاي درجه مي يابد. در آن دوران، همه مردم فرهيخته جهان متمدن مي خواستند از كشور خود بگريزند و در ايران زندگي كنند؛ در اين زمان، همه ايرانيان فرهيخته ميخواهند از ايران بگريزند و در كشورهاي ديگر زندگي كنند. در آن زمان، حاكميت ايران پيشاهنگ حقوق بشر و نوعدوستي بود؛ در اين دوران، حاكميت ايران به تنها چيزي كه تن در نمي دهد حقوق بشر و نوعدوستي است. در آن زمان، همه مردم جهان متمدن، ايران را دوست و ايراني را گرامي مي داشتند؛ در اين زمان، همه مردم جهان متمدن از ايران گريزانند و به ايراني بدگمان. در آن زمان، ملت ايران داراترين و آسوده زي ترين مردم جهان بودند؛ در اين زمان يكي از فقيرترين و پريشان زي ترين.

اكنون ما ايرانيان بخود آمده ايم، از خواب چند صدساله بيدار شده ايم، خود را در آينه ديده ايم و به وحشت افتاده ايم كه اين ما نيستيم. ما ايراني بوده ايم و ايراني زيسته ايم، و مي خواهيم دوباره ايراني زندگي كنيم؛ … و اين خواهد شد.

اين شيرملت ايران است كه از خواست ما پشتيباني خواهد كرد و خورشيد مهر ايران را دوباره بر پشت خود بر اين سرزمين و سراسر جهان خواهد تاباند. ما به آنان كه سده هاست ملت ما را در بند انديشه هاي ناسازنده و ناپذيرفتني خود گرفتار كرده اند مي گوييم: برو به پيشه خود برس كه پيشه ملت ايران آزادي و آزادگي است.

اين سبز ايران سبز شادماني و پيشرفت و آباداني است و بازيچه دست هيچ كس و گروه نيست. اين

سپيد ايران سپيد آشتي و دوستي ملت ايران با همه ملت هاي جهان است و ما دست همزيستي و دوستي و همكاري را به سوي همه مردم جهان دراز خواهيم كرد؛ كه ايراني نه تنها مرگ كسي را خواهان نيست بلكه سربلندي همه ملت ها را خواهان است. ما فقط اگر بتوانيم در ميان همه ملتهاي پيشرو و سربلند جهان بدرخشيم و سربلند باشيم ملت ايران هستيم. و اين سرخ ايران نشان تهديد و جنگ خواهي و خونريزي نيست، نشانه عشق و شادابي و انرژِي زندگي است. ما اين عشق و انرژي را به ملتمان باز خواهيم گرداند.

اي تويي كه خورشيد من ايراني را گرفتي تا در تاريكي و ايستايي ذهن تو تصور تنهايي كنم، بدان كه من ذهن مرده تو را آنقدر با جنبش آزادگي خود تكان خواهم داد تا زنده و پويا گردد. من دل تاريك تو را با فرهنگ جهان بين ايرانيم روشن خواهم كرد تا از تاريكخانه خود بيرون آيي.

تو تاريكي انديشه خود را بر من تحميل كردي، ولي من تو را به روشنايي ايراني بودن خواهم كشاند و ستم تو را با مهرباني خود درهم خواهم شكست. من ايراني تا تو را انسان نكنم از پاي نخواهم نشست و لذت و افتخار ايراني بودن را به تو خواهم چشاند.

كورش زعيم

پاسارگاد

7 آبان 1388 (29 اكتبر 2009)

منبع : وبلاگ ايران نوين


خامنه ای: صدا و سیما باید بیشتر سانسور شود

October 31, 2009

سایت موج آزادی: در گزارشي که از سخنان انتقادی يکی از جوانان فرهیخته در حضور آقای خامنه اي در سایت‌های رسمی آمده است، نوعی استيصال دیده می‌شود که حتي حفظ ظاهر نیز نتوانسته است، آن را پنهان سازد. هر چه سخنان این جوان فرهیخته از ساختمان محکمي برخوردار است، در سخنان آقای خامنه‌ای هیچ انسجامی ديده نمي‌شود.

آقای خامنه‌ای که تا کنون هیچ‌گاه در مقام پاسخ‌گویي قرار نگرفته است و همیشه یک سویه خطابه ایراد کرده است. در وضعیتي ناگهانی در برابر پرسش‌هایی قرار می‌گيرد و هيچ راهي جز پاسخگویي ندارد. پاسخ‌هایش پراکنده و در هم ريخته است. حتی نمی‌تواند حفظ ظاهر کند و در پاسخ‌گویی با لحنی متین‌تر پاسخ بگوید. با این همه همین که وی پس از سالیان دراز تک‌گويی مجبور به حضور در دیالوگي می‌شود که ناگزیر باید به سوال‌هايي پاسخ بدهد، في نفسه مثبت است، هر چند پاسخ‌های او بسیار نامناسب با جایگاه و بی ربط به سوال‌هاست .

در پرسش‌های چهارگانه پرسش کننده، جدای از انسجام و به هم پیوستگی، صورت بندی از مسایل و مشکلات کشور دیده می‌شود.

.برای نمونه فقط یک بخش از پرسش‌های او را با پاسخی که آقای خامنه‌ای داده است مرور می‌کنيم. او می‌پرسد: «آیا صدا و سیمای ما تصویر درستی از كشور و جهان ارائه می‌دهد یا تصویری غیرواقعی و كاریكاتورگونه؟ آیا صداو سیما به عقاید مختلف اجازه‌ی دفاع از خودشان را می‌دهد؟ عقایدی كه به‌خصوص در همین رسانه مورد نقد و یا حتی حمله قرار می‌گیرد؟
آیا صدا سیمای ما نقل‌قولی كه از افراد می‌كند و یا رویدادهایی كه روایت می‌كند، وفادارانه و منصفانه است؟»

آقای خامنه‌ای از این چند پرسش بخشی را بی پاسخ می‌گذارد و با تذکر این که نباید در انتقاد از بى‌انصافىِ یك دستگاه یا یك كس، خود ما باید دچار بى‌انصافى شویم، می‌گوید: «خیال نكنید آن حرف‌هائى كه صدا و سیما می‌زند، این، همه‌ى حرف‌هاست؛ نه، خیلى مطلب هست. “یك سینه حرف موج زند در دهان ما”. این‌جور نیست كه هر چه كه انسان احساس می‌كند، این را گفته باشد یا بتواند بگوید. خیلى حرف‌هاى زیادى هست. شما جوان‌ها الحمدللَّه باهوشید، بااستعدادید، به‌تدریج خیلى از حقائق براى شماها روشن خواهد شد.»

در واقع اين جوابی است که به پرسشی مي دهد که درباره طرح دیدگاه‌های مختلف در صدا و سیماست، اما به جاي پاسخ به گونه‌ای است که انگار پرسش‌کننده پرسیده است، آيا صدا و سيما تمام دیدگاه های شما را منتشر می‌کند. جواب این پرسش روشن است، اما پاسخ دهنده با فرار از پرسش به طرح بحثی می پردازد که عجيب و غریب است و البته به نظر می رسد ناشي از غافلگیری. طبیعی است که این جواب آن سوال نيست. اگر فرض را بگيریم که جواب ان سوال است، بلافاصله سوال بعدي اين خواهد بود که مگر شما مسئول نيستید در این زمینه ؟ چرا زمينه طرح دیدگاه های مختلف را فراهم نکرده‌اید ؟

وی با اشاره به این سوال كه «آیا صداوسیما وضعیت واقعى كشور را نشان می‌دهد؟» پاسخ می‌دهد «نه، ناقص نشان می‌دهد.خیلى پیشرفت‌هاى برجسته و بزرگ هست كه صدا و سیما نشان نمی‌دهد. دلیلش هم این است كه شما مجموعه‌ى مرتبط با حوادث گوناگون، از خیلى از حقائق كشور و پیشرفت‌هاى كشور مطلع نیستید؛ نقص صدا و سیماى ماست. والّا اگر صدا و سیما می‌توانست همان‌جور كه تلویزیون فلان كشور غربى با یك سابقه و تجربه‌ى فراوان و با استفاده‌هاى هنرى دروغ‌هاى خودش را راست جلوه می‌دهد، واقعیات موجود كشور را درست منعكس كند، شما بدانید امروز امید نسل جوان، دلبستگى نسل جوان به كشورش، به دینش، به نظام جمهورى اسلامى‌اش، به‌مراتب بیشتر از حالا بود.”

اين دیگر نمونه روشن پاسخ گریزی و نوعي زرنگی ساده اندیشانه است که ناشی از دست کم گرفتن مردم است. البته کسي که مدام تعريف و تمجید بشنود و هرچه مي‌گوید، تایید شود، طبیعي است که چنين پاسخ‌هايی به چنان پرسش‌هايی بدهد.»

اما در پاسخی که به انتقاد دیگر دانشجو می‌دهد، نمونه روشن‌تری از از فرار از پاسخگويي و حتی فرار از مسئولیت ديده می شود. این پرسش‌ها نشان داد که اگر فضای پرسش از رهبري در مطبوعات رواج داشت و و او ناگزیر به پاسخگویی بود ، چقدر افکار عمومي روشن تر از امروز بود.

خامنه‌ای می‌گوید: «شما خیال نكنید كه حالا بنده چون رئیس صدا و سیما را انتخاب می‌كنم، همه‌ى برنامه‌هاى صدا و سیما را مى‌آورند، دانه‌دانه بنده نگاه كنم، امضاء كنم. نخیر، از خیلى از برنامه‌هاى صدا و سیما بنده راضى هم نیستم؛ از جمله، من راضى نبودم كه از ماه اسفند، بلكه زودتر از اسفند، بعضى از سفرهاى تبلیغاتى و حرف‌هائى كه زده شد و تظاهراتى كه می‌شد و مجادلاتى كه انجام می‌گرفت، از تلویزیون پخش شود، كه متأسفانه تو تلویزیون پخش شد.»

او ضمن فرار از بار مسئولیتی که در قبال اين رسانه دارد ، نشان می دهد که همین حد از ارائه اخبار را هم نمی پسندد و معتقد است که صدا و سیما باید سانسور بیش تری اعمال می کرد . پاسخ های خامنه اي به پرسش های این جوان نخبه تصور او را از رسانه نشان می‌دهد؛ صدا و سیما باید بیش تر سانسور شود و بیش تر تبليغ کند!

 


حقوق بشر؛ وقاحت مافوق تصور رژیم آخوندی

October 31, 2009

ایرنا: هيات نمايندگي جمهوري اسلامي ايران از موارد نقض حقوق بشر در اتحاديه اروپا ، كانادا و امريكا انتقاد كرد.

هيات نمايندگي جمهوري اسلامي ايران در نيويورك ضمن شركت فعال در اجلاس كميته سوم مجمع عمومي سازمان ملل متحد در خصوص بررسي وضعيت حقوق بشر و تبعيض نژادي ، طي سخناني از رويه برخي كشورها كه تلاش دارند خود را منادي حقوق بشر معرفي كنند اما عملكرد نامطلوبي از موارد نقض حقوق بشر و تبعيض نژادي و ديني را در كارنامه خويش دارند ، و تلاش مي كنند با حمله به ديگران ، بر جرائم خود سرپوش بگذارند ، انتقاد كرد.

نمايندگان جمهوري اسلامي ايران با استناد به موارد نقض حقوق بشر در اروپا ، آمريكا و كانادا ، طي نطقي تصريح كرد : تبعيض هاي نژادي ، مذهبي ، و مليتي در كشورهاي عضو اتحاديه اروپا ، طي چند سال گذشته افزايش يافته است. مسلمانان و اقليتهاي ديني در معرض حملات لفظي و فيزيكي قرار دارند و در زمينه اشتغال و كاريابي نيز قرباني تبعيض هاي فاحش قرار دارند كه هم فرصت هاي شغلي را از آنان سلب مي كند و هم درهنگام دريافت حقوق مورد ظلم واقع مي شوند . مسلمانان حتي از انجام فرائض مذهبي خود در اماكن عمومي محروم بوده و بعضا از پوشش اسلامي آنها ممانعت به عمل مي آيد. نيروهاي پليس در كشورهاي عضو اتحاديه اروپا پليس به اعمال خشن و شكنجه توسل جسته اند كه در كميته هاي مختلف سازمان ملل نيز به اين موضوع اشاره شده است .

هيات نمايندگي ايران همچنين به نقض حقوق بشر در كانادا اشاره نموده و اظهار داشت: در كانادا مردم بومي تحت تبعيض شديد قرار دارند و سطح زندگي اين افراد در مقايسه با ساير افراد بسيار پائين تر است . خشونت عليه زنان بومي و دورگه بسيار رايج است و زنان بومي قرباني خشونت پليس و تجاوز هستند. زنان و دختران بومي بعضا در زندان هاي مختلط نگه داري مي شوند كه لاجرم از سوي هم سلولي ها و يا كاركنان زندان مورد اذيت و آزار قرار مي گيرند.

هيات ايراني با اشاره به توصيه هاي كميته رفع تبعيض نژادي ، اظهار داشت كه براساس مستندات كميته مذكور ، زنان بومي در كانادا در فقر شديد قرار داشته و از نظر بهداشت و درمان درمضيقه هستند و حتي از غذاي كافي و يا آب آشاميدني سالم محرومند .


توزيع سرنگ رايگان در زندان‌ها قطع شد/افزایش ایدز

October 31, 2009

برگزاری حکومتی فارس: رئيس اداره ايدز وزارت بهداشت گفت: متاسفانه توزيع سرنگ رايگان بين معتادان تزريقي در زندان‌ها قطع شده است.

عباس صداقت در اين نشست به كم‌رنگ‌بودن همكاري برخي از دست‌اندركاران رسانه‌اي در بخش اطلاع رساني كميته‌هاي زيرفني اداره ايدز اشاره كرد و افزود: در زمان حاضر كميته‌هاي مراقبت و درمان، پايش و ارزشيابي، كاهش آسيب و حمايت اجتماعي از دبير كميته و نشست‌هاي فصلي برخوردار است، اما تا كنون هيچ ارگان خبري رسمي و معتبري مسئوليت كميته آموزش و اطلاع رساني را بر عهده نگرفته است.

در ادامه اين مراسم گلاره مستشاري كارشناس كاهش تقاضاي دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد در ايران گفت: در بسياري از رسانه‌ها تيتركردن آمارها بسيار موسوم و از ارزش‌هاي كاري به حساب مي‌آيد، در حالي كه به چرايي و حل آن كه در رسانه هاي خارجي بيشتر اهميت داده مي شود.

وي افزود: از رسانه‌ها خواسته مي‌شود به چرايي ابتلا به اين بيماري، روش‌هاي انتقال اين بيماري‌، چرايي بروز رفتارهاي پرخطر و آموزش در آموزشگاه‌ها و دانشگاه‌ها بيشتر بپردازند.

اين كارشناس گفت: وظيفه ديگر رسانه‌ها اين است كه افراد جامعه را به انجام آزمايش داوطلبانه تست ايدز ترغيب كنند كه اين خود در شناسايي و كنترل اين بيماري بسيار تاثيرگذار است.

 


افزایش پزشکان دروغین در کشور

October 31, 2009

رئیس مرکز خدمات آموزشی وزارت بهداشت نحوه برخورد این وزارتخانه با پزشکانی که در تابلوها یا تبلیغات خود انواع مدارک تحصیلی دروغین را ردیف می کنند تا به جلب مشتری بپردازند را تشریح کرد و گفت: پیگیری این موضوع بر عهده معاونت سلامت و سازمان نظام پزشکی است.

دکتر غلامرضا حسن زاده در گفتگو با خبرنگار مهر افزود: مواردی بوده است که افرادی مدارک جعلی برای تایید به مرکز خدمات آموزشی وزارت بهداشت ارائه کرده اند که جعلی بودن این دسته از مدارک مشخص شده و آنها شناسایی شده اند.

وی اضافه کرد: وظیفه برخورد با این گروه بر عهده سازمان نظام پزشکی و معاونت سلامت وزارت بهداشت است و از طبابت گروهی که مدارک جعلی ارائه کرده باشند، جلوگیری می شود.

حسن زاده در خصوص پزشکانی که در تابلوهای مطب خود در مواردی اطلاعات غلط در مورد جایگاه تحصیلی خود ارائه می دهند، گفت: ممکن است افرادی باشند که مدرک تخصصی خود را از دانشگاهی اخذ کرده باشند و پس از آن مدرک دیگری را از دانشگاه دیگری اخذ کنند اما همه این مدارک را برای تایید باید به وزارت بهداشت ارائه دهند.

وی خاطرنشان کرد: قطعاً اگر وزارت بهداشت با مواردی که اطلاعات غلط به بیمار خود در زمینه دانشگاهی که از آن فارغ التحصیل شده اند، می دهند و تنها به دلیل صرف جذب مشتری این کار را می کنند، برخورد می کند.

رئیس مرکز خدمات آموزشی وزارت بهداشت با اشاره به مواردی از این دست به مهر گفت: مواردی بوده است که افرادی از دانشگاه داخل کشور فارغ التحصیل شده اند و برای یک دوره به دانشگاهی خارجی که مورد تایید نبوده است، رفته اند و در اینجا سعی دارند از نام دانشگاه خارجی استفاده کنند که این کار باید از سوی سازمان نظام پزشکی مورد دقت قرار گیرد.

وی تاکید کرد: مردم باید با دقت بیشتری با مواردی از این دست که افراد عناوین زیادی را بر روی تابلوی مطب خود نگاشته اند، برخورد کنند.

حسن زاده خاطرنشان کرد: بسیاری از این افراد، پزشکانی هستند که دوره های تکمیلی را در دانشگاههای با کیفیت گذرانده اند اما گروهی نیز هستند که در دانشگاههای بی کیفیت دوره های تکمیلی خود را گذرانده اند. این شمشیر دولبه نیازمند توجه بیمار است.

وی یادآور شد: پزشکان طراز اول کشور هیچگاه در تابلوی مطب وجه تبلیغاتی ندارند و تنها به ذکر نام و تخصص اکتفا می کنند. در واقع کسانی که تبلغات بیش از اندازه برای تخصص خود دارند گروهی هستند که اطمینان زیادی بر روی کیفیت طبابت آنها وجود ندارد.

رئیس مرکز خدمات آموزشی وزارت بهداشت مسئولیت نظارت بر تابلوهای پزشکی را معاونت سلامت دانست و افزود: نظارت و پیگیری این موضوع بر عهده معاونت سلامت و سازمان نظام پزشکی است.


وبلاگ؛ به مادر زندانی جوان هم تجاوز کردند

August 19, 2009

وبلاگ ارژنگ بامشاد

وبلاگ؛ بیماران جنسی در مقام “قضاوت” و ضابطین “عدالت”

تجاوز گروهی مأموران جمهوری اسلامی به ترانه موسوی و قتل دلخراش او، آن چنان تکان دهنده بود که وقتی دوستانش این جنایت را افشاء کردند، بسیاری از باور آن سرباززدند. بسیاری از رسانه های گروهی سکوت معناداری را نیز پیشه ساختند. اما وقتی سیمای کودتا تلاش کرد ترانه موسوی دیگری را بیابد و کل ماجرا را کتمان کند، ماجرای هولناک ترانه موسوی توجه همگان را به خود جلب کرد. زمانی که مهدی کروبی از کاندیداهای ریاست جمهوری، در نامه ای به رفسنجانی پرده از تجاوزات جنسی برداشت و به این موضوع نیز اشاره کرد، این مسئله هم چون بمبی در سراسر جهان منفجر شد. با تازه ترین افشاگری مهدی کروبی که تلاش های مقامات امنیتی رژیم برای سرپوش گذاشتن بر جنایت هولناکی که بر ترانه موسوی رفته است، را افشاء کرد، مسئله ابعاد تازه ای به خود گرفته است. اما این تمام ماجرا نیست. رسانه های مجازی و خبری اکنون به گزارش ها و حقایق تکان دهنده ای اشاره می کنند. در یکی از تازه ترین این گزارش ها که گفته می شود مستند به تحقیقی پنهان است, آمده است” : به شهادت مهدی، پدرام ( اسم مستعار) هم سلولی او بارها مورد تجاوز قرار گرفته و قاضی پرونده، از تجاوز مأموران به پدرام، بوسیله موبایل خودش، فیلمی تهیه کرده و مادر جوان او را تحت فشار گذاشته بود ده میلیون تومان رشوه بدهد تا با یک تعهد ساده، پدرام را آزاد کند. مادر پدرام بعد از تأمین و پرداخت رشوه ده میلیون تومانی به قاضی، مورد سوءاستفاده قاضی قرار گرفته و برای نجات جان فرزندش از دست متجاوزان وحشی، ناگزیر تسلیم خواسته جنسی قاضی شده است”.
آن چه در بالا آمد، متاسفانه داستان نیست، واقعیت های هولناکی است که سی سال بر ملت ایران، توسط دینداران حاکم روا می شود. تجاوز جنسی یکی از خشن ترین شکنجه هایی است که در زندان های جمهوری اسلامی مرسوم بوده است. منیره براداران در خاطرات زندان خود، از طاهره ی زیبا سخن می گوید که به دلیل تجاوز بازجو، دیوانه شد، سودابه اردلان از شخص بازجوی بیشرمی در زندان تبریز در سال 60 سخن می گوید که بطور سیستماتیک به اکثر دخترهای زندانی تجاوز کرده بود؛ حسین علی منتظری در نامه معروفش به خمینی نوشت: “آیا می دانید در زندان های جمهوری اسلامی دختران جوان را به زور تصرف کردند؟”؛ در تمامی کشتارهای سال 60 و اعدام های تابستان سال 67 به دختران جوان باکره، قبل از اعدام تجاوز می کردند؛ پیکر زهرا کاظمی خبرنگار ایرانی ـ کانادایی را برای این که سند تجاوزشان آشکار نشود، سیمان گرفتند؛ و به گزارش پزشکی قانونی، زهرا بنی یعقوب که در زیر شکنجه به قتل رسیده، در بازداشتگاه بسیج همدان مورد تجاوز قرار گرفته بود. اما علاوه بر این مستندات، اقدام شجاعانه آذرآل کنعان است که در جلو دروبین، مسئله تجاوز بازجو در زندان سنندج را بازگو کرد و با این اقدام ستودنی اش، به دیگران پیام داد که با سکوت نمی توان با این شنیع ترین نوع شکنجه مقابله کرد. باید کاری کرد که متجاوزین رسوا و شرمسار باشند نه قربانیان شکنجه. باید با آغوش باز سراغ قربانیان رفت و به آن ها در خروج از انزوای تحمیلی کمک کرد تا خشم ونفرت خود را در افشای جانیان به کار گیرند.
اکنون که بیداری ملی گسترش می یابد؛ حال که یخ های ترس به تدریج آب می شود؛ زمانی که می توان هر خبری را با یک کلیک به سراسر جهان مخابره کرد؛ باید دیوار سکوت را شکست؛ اجازه بهره برداری متجاوزان از “شرم” و”حیای” قربانیان تجاوز جنسی را به آنان نداد و به افشای بیماران جنسی در هر لباسی همت گمارد. آن قاضی بیشرمی را که ده میلیون رشوه می گیرد و به مادر جوان تجاوز هم می کند باید با نام و نشانی رسوا کرد؛ آن بازجویان بی شرمی را که در سیاهچال ها به دختران و پسران ما تجاوز کرده و می کنند را باید یکایک با نام ونشانی رسوا کرد؛ آن روحانیون بی وجدانی که فتوا و اجازه این تجاوزات جنسی را می دهند، باید به مردم شناساند؛ و با افشاگری های گسترده ” هاله ی نور” دور سر این دیوصفتانی که خود را فرشته نشان می دهند را در برابر افکارعمومی، در جلو خانواده و دوستان و فامیلشان و در مقابل دیده گان مردم جهان، از هم درید و زندگی معمولی را برآن ها حرام کرد. این متجاوزان و بیماران جنسی مأموران خودسر نیستند؛ آن ها مهره های رژیمی هستند که با لباس دین بر دولت مسلط است؛ استبداد دینی خشنی را بر کشور حاکم کرده است؛ با تبلیغات جهنمی اش، رهبرش را نماینده خدا و امام زمان می داند و حکم خود را حکم الهی جا می زند و از این طریق به فریب مسلمانان جهان مشغول است. باید با گسترش این افشاگری پرده قداستی که بر دور استبداد دینی اش کشیده است را از هم درید. باید به مردم جهان و بویژه به مسلمانان جهان وخاورمیانه و آسیای میانه چهره واقعی حکومت اسلامی را نشان داد.

26 مرداد 1387 ـ 17 اگوست 2009

 


بيش از ۷ هزار مبتلا به ايدز در كشور ۲۵ تا ۳۴ ساله هستند

August 19, 2009

روزنامه ابرار: به گفته رئيس اداره ايدز وزارت بهداشت، ۷۵ درصد از ۱۹ هزار و ۷۷۴ مبتلا به ايدز شناخته شده در كشور(براساس آخرين آمار اعلامى در ابتداى تيرماه) بين ۲۰ تا ۴۹ سال هستند كه نيمى از اين گروه نيز در سنين ۲۵ تا ۳۴ سال قرار دارند. به گزارش ايسنا، عباس صداقت در همايش تخصصى سياست گذارى سلامت در زمينه كنترل و پيشگيرى از ابتلا به ايدزHIV كه با حضور كارشناسان درمان شوراى هماهنگى مبارزه با مواد مخدر استان هاى سراسر كشور برگزار شد، با بيان اين كه اپيدمى ايدز در جهان براساس تخمين ها، از سال ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۵ ميلادى، چهار برابر شده است، گفت: براساس آخرين آمار تا پايان سال ۲۰۰۷ ، ۳۳ ميليون و ۲۰۰ هزار مبتلا به ايدز در جهان وجود داشته است كه از اين تعداد، ۳۰ ميليون و ۸۰۰ هزار نفر جزو افراد بالغ و ۱۵ ميليون و ۴۰۰ هزار نفر، زن هستند. وى با بيان اين كه ايدز براى اولين بار در آسيا در سال ۱۹۹۰ در تايلند مشاهده شد، اظهار كرد: براساس آمارها تا آغاز قرن ،۲۱ كشورهاى چين و هند به ترتيب با ۵۰۰ هزار و سه ميليون و ۷۰۰ هزار مبتلا در رتبه هاى اول ابتلا به ايدز در آسيا قرار داشته اند. تخمين ها حاكى از آن است كه تا سال ۲۰۱۰ شمار مبتلايان به ايدز در هند به ۲۰ تا ۲۵ ميليون نفر، در چين به ۱۰ تا ۱۵ ميليون نفر و در روسيه به ۸ تا ۱۰ ميليون نفر مى رسد. رئيس اداره ايدز وزارت بهداشت با اعلام اين كه كشورهاى منطقه خاورميانه به لحاظ درصد ابتلا به ايدز به سه بخش «ابتلاى زير يك درصد»، «ابتلاى يك تا پنج درصد» و «ابتلاى بالاى پنج درصد» تقسيم شده اند و ايران نيز به لحاظ شمار مبتلايان در بين مصرف كنندگان مواد مخدر در بخش ميانى و متمركز قرار مى گيرد، عنوان كرد: اولين مورد ابتلا به ايدز در كشور ما در سال ۱۳۶۶ در يك كودك مبتلا به هموفيلى كه از طريق خون آلوده به ايدز مبتلا شده بود مشاهده شد و از سال ۱۳۷۵ به بعد، ابتلا به ايدز از طريق اعتياد تزريقى كه هم اكنون بيشترين درصد الگوى ابتلا به ايدز در ايران را به خود اختصاص داده، متمركز شد. رئيس اداره ايدز وزارت بهداشت همچنين با اشاره به آخرين آمار مبتلايان به ايدز در ايران اعلام كرد: از ۱۹ هزار و ۷۷۴ مبتلا به ايدز، يك هزار و ۹۷۵ نفر وارد فاز بيمارى شده و سه هزار و ۳۱۵ نفر نيز فوت كرده اند؛ در عين حال پيش بينى مى شود كه تا پايان سال ۲۰۰۹ ، ۸۳ هزار بيمار ناشناخته مبتلا به ايدز در كشور وجود داشته باشد.

 


گزارش برگزاری دادگاه دو تن از نوكیشان مسیحی در تهران

August 12, 2009

 

 

 به گزارش شبكه خبر مسیحیان فارسی زبان به نقل ازسایت دعا برای ایران، در روز یكشنبه مورخ ۱۸ مرداد ۱۳۸۸ ( ۹ اگوست ۲۰۰۹)، در یک جلسه نمایشی دو تن از نوكیشان مسیحی در دادگاه انقلاب در تهران،  بنامهای “مریم رستم‌پور( ۲۷) و مرضیه امیری زاده ( ۳۰) ساله”،  از آنها خواسته شد تا ایمان خود به مسیح را انکار کنند.

” اما با وجود تحمل فشار‌های بسیاری که تاكنون بر آنها وارد شده هر دو خواهر مسیحی اعلام کردند که “ایمان و اعتقاد” خود را نسبت به عیسی مسیح انکار نخواهند كرد”.  

به گزارش منابع خبری، روز شنبه ۱۷ مرداد ماه (هشتم آگوست ۲۰۰۹) ، از سوی مقامات زندان به ایشان گفته شده  که باید به منظور تفهیم اتهام در دادگاه حاضر شوند. دادستان، اتهام “ارتداد” را برای این دو شهروند مسیحی توصیه نموده بود.

 با این وجود روز یكشنبه ۱۸ مرداد ( ۹ آگوست ) هنگامی که آنها به دادگاه رسیدند، جلسه دادگاه بر روی معاون دادسرا، آقای حداد متمرکز بود که از “مریم و مرضیه” در مورد ایمان مسیحی شان بازجویی می کرد، و از ایشان خواست تا ایمان خود را هم به زبان وهم به طور مکتوب انکار کنند.

این درخواست روشن نمود که از نگاه دادگاه ، تنها جرم مریم و مرضیه می تواند اعتقاد و گرویدن آنان به مسیحیت باشد .آقای حداد از این دو شهروند مسیحی پرسیدند که آیا آنها مسیحی هستند؟

 آنها پاسخ دادند: ما عیسی مسیح را دوست داریم .

معاون دادسرا پرسش خود را مجددا مطرح کرد و آنها پاسخ دادند: بله، ما مسیحی شده ایم.

آنها همچنین گفتند که، ما در یک خانوادهٔ مسلمان به دنیا آمده ایم ، ولی‌ مسلمان نبودیم.

پرسش‌های آقای حداد ادامه یافت و وی از ایشان پرسید:  آیا از مسیحی شدن خود پشیمان هستند یا نه؟

كه  آنها  با استواری ایستاده و گفتند: ما به هیچ عنوان پشیمان نیستیم.

سپس حداد معاونت دادسرای انقلاب بار دیگر با تاکید بسیار به ایشان گفت: شما باید ایمان خود را شفاها‌ و هم به صورت مکتوب در حضور دادگاه انکار نمائید.

كه این دو زندانی مسیحی با  قاطعیت پاسخ دادند؛  ”ما ایمان خود را انکار نمی‌‌کنیم.”

این گزارش می افزاید، در جریان یکی‌ از لحظات پر تنش در این بازجوئی، مریم و مرضیه به اعتقادات خود اشاره کردند و اینکه ” خدا “ آنان را از طریق روح القدس متقاعد نموده است.

سپس آقای حداد به ایشان گفت؛ “ امکان ندارد که خدا با انسان سخن بگوید.`مرضیه در جواب از او پرسید، آیا قادر مطلق بودن خدا را زیر سوال می‌‌برید؟

 حداد پاسخ داد، `شما ارزش این را ندارید که خدا با شما صحبت کند.

مرضیه در جواب ایشان گفت؛  این خداست که تصمیم می‌‌گیرد من ارزش آن را دارم یا نه و نه شما !

در جریان این گفتگو حداد معاون دادسرا به این دو مسیحی زندانی گفت که  به سلول‌های خود در زندان باز گردند و در مورد راه حل‌هایی‌ که به ایشان ارائه شده فکر کنند و وقتی‌ که آماده اطاعت هستند به او بگویند. 

سپس مریم و مرضیه در پاسخ گفتند : ما قبلا تمام فکر‌های خود را کرده ایم.

در پایان جلسه، آقای حداد اعلام كرد که یک قاضی حکم آنان را صادر خواهد کرد.! با اینکه مشخص نبود که چه کسی‌ قاضی ایشان در این پرونده است. او در عین حال گفت که “مریم و مرضیه” برای اولین بار پس از دستگیری و در جریان رسیدگی به این پرونده اجازه دارند تا وکیلی داشته باشند.

سپس پس از پایان جلسه این دو دختر مسیحی مجددا به زندان اوین برگردانده شدند.

 پس از جلسه دادگاه  آنان گفتند: `اگر قرار است که ما از زندان بیرون بیاییم، می‌‌خواهیم با افتخار این کار را انجام دهیم.

بر خلاف تلاش‌های متمرکز مقامات زندان به منظور تحت فشار قرار دادن آنها، “مریم و مرضیه” کماکان به ایمان و اعتقاد مسیحی خود پایبند می باشند و تصمیم گرفته اند که تا به آخر با قوت بایستند بدون توجه به اینکه چه اتفاقی‌ خواهد افتاد.

به گزارش fcnn، مریم و مرضیه در تاریخ  ۱۵ اسفند ماه ۱۳۸۷( ۵ مارچ ۲۰۰۹) توسط تعدادی از افراد لباس شخصی بهمراه تنی چند از ماموران امنیتی در تاریخ فوق در آپارتمان مشترك محل اقامت شان در تهران بازداشت و با گذشت ۵ ماه همچنان در بازداشتگاه زندان مخوف اوین بسرمی برند.

بازداشت شدگان تاكنون متحمل رنج‌های بسیاری در زندان شدند از جمله بیماری جسمی‌، سلول انفرادی و بدفعات با چشمان بسته مورد بازجویی های طولانی  قرار گرفتند.

گزارشهای رسیده حاكی است، در طول پنج ماه ، مریم و مرضیه هر دو بیمار بوده و وزن زیادی را از دست داده اند. مرضیه دچار درد شدیدی در ناحیه ستون فقرات خود است، همین طور عفونت دندان و سردرد‌های سنگین و شدید .

دو ماه پیش مقامات زندان به ایشان وعده داده بودند که زندان دارای امکانات و تجهیزات پزشکی‌ است و اینکه آنها از او مراقبت خواهند کرد، اما تا به امروز هیچ نوع درمان پزشکی‌ در مورد آنان به عمل نیامده است.

كمیته مسیحیان در مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ضمن ابراز نگرانی خود در مورد سلامتی روحی و جسمی این افراد اعلام می دارد، مسئولیت جان و سلامتی این بازداشت شدگان مستقیما بر عهده مسئولان مربوطه خواهد بود و اجازه درمان به ایشان را جزء حقوق انسانی این بازداشت شدگان ارزیابی می نماید و از مسئولان مربوطه رعایت حرمت انسانی و تضمین حق حیات این زندانیان عقیدتی را انتظار دارد.

پرونده این دو تن از نوكیشان مسیحی و برگزاری اینگونه دادگاههای تفتیش عقاید نمونه‌ تخلف آشکار و روشنی از قوانین نقض حقوق بشر و آزادی مذهب بوسیلهٔ مقامات جمهوری اسلامی‌ است. بر طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی آزادی عقیده پذیرفته شده است و طبق ماده ۲۳ قانون اساسی ” تفتیش عقاید “ ممنوع است و هیچ كس را نمی توان به صرف داشتن عقیده ایی مورد تعرض و مواخذه قرار داد.همچنین كمیته مسیحیان خواستار توجه سازمانهای حقوق بشری و فعالان حقوق بشر نسبت به وضعیت این دو شهروند مسیحی است. و لازم می داند تا ایشان، بدون هیچ اتهامی آزاد شوند تا بتوانند یک زندگی‌ آزاد را برای خویش دنبال کنند.

اگر چه اخیرا در خبرها داشتیم که درخواست مجازات اعدام برای جرم “ارتداد”، از قانون تعزیرات اسلامی جدید مصوبه مجلس قانون گذاری جمهوری اسلامی حذف شده است ،  اما برای اینکه این مصوبه قانون بشود هنوز راه طولانی در پیش دارد و باید توسط شورای نگهبان نیز به تصویب برسد تا قابل اجرا شود .

“ارتداد” به همراه قتل ، زنا ، تجاوز، قیام یا دزدی مسلحانه و قاچاق مواد مخدر همه مواردی هستند که حکم آنها مطابق قوانین فعلی جمهوری اسلامی  میتواند اعدام باشد.

20 مرداد 1388


احتمال مرگ هزاران ایرانی در اثر آنفلونزای خوکی

August 3, 2009

سایت عصر ایران در تهران: نخستین مورد ابتلا به آنفلونزای خوکی در ایران، در اواخر خردادماه تأیید شد. بیمار نوجوانی بود ایرانی‌تبار و مقیم آمریکا که اواخر خردادماه به همراه خانواده‌اش وارد تهران شد. او به هنگام ورود به کشور مورد معاینه و آزمایش قرار گرفت. پس از انجام آزمایش آلودگی این نوجوان ۱۶ ساله به ویروس H1N1 قطعی و پس از آن درمان آغاز شد.

اما فقط چند هفته بعد وزیر بهداشت و درمان از 23 نفر مبتلا به آنفلوانزای خوکی در ایران خبر داد ولی هنوز هیچ آماری در مورد مرگ بر اثر این بیماری در کشور گزارش نشده است. تا پایان هفته گذشته ، تعداد61 مبتلا به این بیماری شناسایی شده اند.

بنابر گفته مقامات بهداشتی در ایران تمام مبتلایان به این بیماری غیر از یک نفر همگی سابقه سفر به خارج از کشور داشته اند و این بیماری را با خود به ایران آورده اند.

در این زمینه دكتر گويا درسمينار آنفلوآنزاي خوكي که در انستيتو پاستور ايران برگزار شد، با اشاره به ورود آنفلوانزاي خوكي به فاز 6 پاندمي افزود: طبق برآوردها طي دو سال، احتمالا حدود 10 ميليون و 500 هزار نفر تا 24 ميليون در كشورمان به اين نوع آنفلوآنزا مبتلا مي شوند که از اين تعداد 525 هزار تا يك ميليون و 225 هزار نفر نياز به بستري دارند و برآورد مي‌شود حدود 105 هزار تا 245 هزار نفر جان خود را از دست بدهند.

آنفلوآنزاي خوكي از حوالي نوروز در قاره آمريكاي شمالي و مركزي و سپس به تدريج در ديگر نقاط جهان گسترش يافت و در حال حاضر در فاز 6 پاندمي اين آنفلوآنزا به سر مي‌بريم.

پاييز امسال از لحاظ آنفلوآنزاي خوكي بسيار هولناك خواهد بود و احتمال دارد در آينده با افزايش تعداد بيماران مبتلا به اين نوع آنفلوآنزا در كشور مواجه شويم. اين امر گريز ناپذير است به طوري که سرعت گسترش جغرافيايي اين بيماري چهار برابر پاندمي سال 1917 برآورد مي شود.

قدرت انتقال آنفلوآنزاي خوكي 2 تا 3 برابر آنفلوآنزاي فصلي است. رييس مركز مديريت بيماريهاي واگيردار وزارت بهداشت می گوید: دليلي ندارد براي وقوع پاندمي منتظر زمستان باشيم. در مجموع ديرترين زمان بروز پاندمي در پاييز خواهد بود اما در زمان پاندمي اين بيماري حدود 98 درصد افراد بيمار خدمات بهداشتي درماني را از خارج از بيمارستان‌ها دريافت خواهند كرد و پيش بيني مي‌شود حدود 5 درصد مبتلايان نياز به بستري داشته باشند. همچنين حدود يك تا دو درصد كل افراد مبتلا فوت خواهند كرد و اين در حالي است كه اين عدد بسته به شدت بيماري و ارائه خدمات متغير خواهد بود.

رييس مركز مديريت بيماري‌هاي واگيردار وزارت بهداشت، شايع‌ترين عارضه آنفلوآنزاي خوكي را ذات الريه عنوان كرد و گفت: به اين منظور موارد ذات الريه را در تمام بيمارستان‌هاي كشور بررسي مي‌كنيم. از طرف ديگر مواردي كه به علت آنفلوآنزاي خوكي جان خود را از دست داده‌اند بيشتر با تابلوي نارسايي شديد تنفسي و نارسايي كليوي و شوك جان خود را از دست داده‌اند. همچنين اكثريت موارد شديد اين بيماري در گروه‌هاي خاص از جمله افراد داراي بيماريهاي زمينه‌اي بوده است.

دكتر گويا با بيان اينكه پاندمي موج‌هاي مختلفي دارد و حداقل دو سال گرفتار خواهيم بود، ادامه داد: طي دو سال بروز پاندمي، موج‌هاي مختلف آن بروز مي‌كند و هرموج 6 تا 8 هفته طول مي‌كشد و سپس فروكش مي‌كند.


گزارشگران بدون مرز: مضحکه محاکمه معترضان را محکوم می کنیم

August 3, 2009

گزارشگران بدون مرز نگرانی شدید خود را از آغاز به اصطلاح ” محاکمه” مسوولان و شرکت‌کنندگان در “اعتشاشات” اعلام می‌کند. در میان ” عوامل میدانی ” چندین روزنامه‌نگار نیز دیده می‌شود که در پی اعتراضا گسترده به تخلف و تقلب در انتخاب محمود احمدی نژاد به ریاست جمهوری در ٢٢ خرداد بازداشت شده بودند. خطر اتهام محاربه برخی از آنها را تهدید می‌کند.

گزارشگران بدون مرز در این باره اعلام می‌کند ” یک بار دیگر در مضحکه‌ای به نام دادگاه حقوق متهمان زیرپا گذاشته شد. آن دسته از متهمانی که وکیل داشتند، وکلایشان از برگزاری دادگاه بی خبر بودند و تعدادی دیگر را به محل برگزاری محاکمه راه ندادند. دادگاه انقلاب هیچکدام از موازین داخلی و بین المللی را رعایت نمی کند. این یک دادگاه نبود جلسه بازجوی تزئین شده به شکل دادگاه بود. ما خواهان اعزام نمایندگان سازمان ملل متحد و کمیسر عالی حقوق بشر به ایران برای بازدید از زندان و ملاقات با زندانیان هستیم. “

محمد علی ابطحی وب نگار وبلاگ وب‌نوشت که در تاریخ ٢٦ خرداد ماه بازداشت شده بود و محمد عطریانفر مدیر مسئول بسیاری از روزنامه های ایران که در تاریخ ١٥ خرداد بازداشت شده بود از جمله ” عوامل میدانی ” بودند که به همراه ده ها نفر دیگر با اتهاماتی چون ” شرکت” و یا عکس و فیلم برداری از تظاهرات به این دادگاه آورده شده بودند.

در کیفرخواست این افراد “متهم” به ” اقدام علیه امنیت ملی، تخریب اموال شخصی مردم ” و انقلاب مخملی” وبرهم زدن نظم عمومی شده‌اند. در بخش هایی از این کیفرخواست به ” اعترافات” روزنامه نگاران و متهمان استناد شده ااست، از جمله به “اعترافات” مازیار بهاری خبرنگار نیوزویک که در تاریخ 26 خرداد بازداشت شده بود. و یا بدون نام بردن صریح به اعترافات “یک جاسوس اسرائیلی” که احتمالا اشاره به حسین درخشان وبلاگ نویس ایرانی است، که از تاریخ ١١ آبان ماه به گفته خانواده اش در زندان بسر می‌برد .

صالح نیکبخت وکیل ده تن از زندانیان و از جمله محمد علی ابطحی، محمد عطریانفر، مازیار بهاری و محسن میردامادی به گزارشگران بدون مرز اعلام کرد : ” من تا ساعت یازده صبح امروز از برگزاری دادگاه موکلان خود خبر نداشتم. بعد هم به محل دادگاه رفتم مرا به محل برگزاری محاکمه راه ندادند. پس از اصرار من آقای مرتضوی دادستان تهران گفت از فردا می توانید در دادگاه شرکت کنید. اما این دادگاه به دلیل عدم حضور وکلای متهمان بنا بر اصل ١٣٥ قانون اساسی مصوبه شورای تشخیص مصلحت غیر قانونی است و اظهارات زندانیان در این دادگاه هیج ارزش قانونی ندارد. من تا امروز نتوانسته ام با موکلین خود ملاقات و یا پرونده آنها را ببینم”

در این دادگاه فقط رسانه های نزدیک به دولت و نهادهای قضایی – امنیتی حضور داشتند. و از حضور خبرنگاران مستقل جلوگیری شده بود. خبرگزاری امنیتی فارس اعلام کرده است که برخی از متهمان اگر به محاربه متهم شوند به اشد مجازات محکوم خواهند شد.