May 8, 2009
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
بنابه گزارشات رسیده از بند 6 زندان گوهردشت کرج،گارد زندان روز جمعه 18 اردیبهشت ما ه به زندانیان این بند یورش بردند و آنها را آماج باتومهای خود قرار دادند .
در ساعات آغازین روز جمعه 18 اردیبهشت ماه تعداد زیادی از گارد ویژه زندان به سالنهای 18 و 16 بند 6 زندان گوهردشت کرج یورش بردند . این یورش حوالی ساعت 01:00 آغاز گردید و تا ساعت 02:00 ادامه داشت. زندانیان که در خواب بسر می بردند با فریادهای و ضربات باتوم از خواب بیدار شدند و گارد زندان وحشیانه به جان زندانیان بی دفاع که در خواب بسر می بردند افتاد.آنها به زندانیان دستور دادند که رو به دیوار بایستند و در حالی که، در آن حالت قرار داشتند مورد ضرب وشتم قرار می گرفتند. آنها پس از یک ساعت ضرب وشتم زندانیان بدون دلیل بند 6 را ترک کردند .
کرمانی رئیس حقاظت و اطلاعات زندان و فرد دیگری بنام کردپور افسر پاسدار بند فرماندهی این حمله را به عهده داشتند وکرمانی خود دستور ضرب وشتم زندانیان را می داد .
در روزهای اخیر یورشها ، شکنجه های جسمی، فشارها و اذیت ازارها بر زندانیان سیاسی و سایر زندانیان به نحو بی سابقه ای شدت یافته است.که از جمله آنها یورشهای چند روز اخیر به زندانیان سیاسی بند 2 و مورد ضرب وشتم قرار دادن آنها و انتقال بهروز جاوید طهرانی به سلول انفرادی وسایر زندانیان به سلولهای دیگر که در حال حاضر زندانیان سیاسی بهروز جاوید طهرانی و افشین بایمانی در اعتصاب غذا بسر می برند.همچنین یورش به سلول زندانیان فرهنگ و شهرام پورمنصوری و مورد ضرب وشتم قرار دادن آنها و انتقال آنها همراه با یک زندانی دیگر به نام محمد شرافت مند به سلولهای انفرادی بند 1 زندان گوهردشت که محل شکنجه زندانیان می باشد.و همچنین احضار چند زندانی از بند 2 بدلیل داشتن ارتباط با زندانیان سیاسی این بند و تهدید آنها به انتقال به بند 1 در صورت ادامه تماس با زندانیان سیاسی، این تهدیدات توسط فردی بنام آجیر معاون فرهنگی بند 2 صورت گرفته است. بردن زندانیان به حفاظت واطلاعات زندان و تحت وحشیانه ترین شکنجه های جسمی قرار دادن آنها،اخرین زندانی که تحت شکنجه نبی الله فرج نژاد قرار گرفت آقای صلاح الدین جعفری است که مجددا به حفاظت فرآخوانده شده و توسط کرمانی تهدید شده است که چرا آخبار شکنجه وی به بیرون از زندان راه یافته است.
اقدامات فوق علیه زندانیان سیاسی و سایر زندانیان توسط علی حاج کاظم رئیس زندان،علی محمدی معاون اجرائی زندان،کرمانی و نبی الله فرج نژاد رئیس و معاون حفاظت واطلاعات زندان ،آخریان رئیس بند 2 وعباس سعیدی رئیس بند 6 زندان گوهردشت صورت می گیرد.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،یورش وحشیانه و ضرب وشتم زندانیان بی دفاع که در خواب بسر می بردند را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر سازمانهای حقوق بشری خواستار اقدامات عملی برای پایان دادن به یورشها و شکنجه در زندانهای این رژیم است.
18 اردیبهشت 1388 برابر با 08 می 2009
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر
Leave a Comment » |
Uncategorized |
Permalink
Posted by avareh
May 8, 2009
وبلاگ هواداران جبهه متحد دانشجویی
روز سیاه 14 اردیبهشت برای آموزش و پرورش
محمود باقری، عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان ایران: آقای نیک نژاد از اعضای کانون صنفی به طرز فجیعی ضرب و شتم شد و مامور ی ناخودآگاه آنچنان سیلی به صورت او زد که عینکش چند متر آن طرف تر افتاد و خود به چشم خودم دیدم که ماموری که ستوان یکم بود با گارد گرفتن در مقابل او مشت محکمی به سینه او کوبید . صحنه هایی در برخورد با معلمان فرزندان مملکت آفریده شد که حقیقتا قلم از بیان آنها شرمگین است ، همکار دیگری از اعضای کانون صنفی به نام آقای بهلولی به مراتب بدتر از آقای نیک نژاد ضرب و شتم شد به طوری که یکی از مامورین باتومی به کمر او کوبید که تا مدتی توان بلند شدن نداشت
****
هواداران جبهه متحد دانشجویی:
بزنید!!!
سیلی بزنید!!!
بر صورت هایی که با سیلی صورت خود را سرخ نگه داشته اند!!!
مشت بزنید!!!
بر سینه پر درد معلم!!!
با باتوم بر کمر معلم بزنید!!!
بر کمری که در زیر بار گرانی و تورم شکسته است!!!
این است جواب عدالت خواهی در حکومت آقای خامنه ای!!!
محمود باقری، عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان ایران: ساعت حدود 12:45 بود که به وزارتخانه رسیدم . خیابانهای مجاور و محوطه را بررسی کردم . هیچ مامور نیروی انتظامی و یا یگان ویژه ای در آن ساعت جلوی وزارتخانه یا خیابانهای اطراف ندیدم ، فقط یک خودرو سمند راهنمایی و رانندگی با دو تا سه نفر مامور پلیس در آن نزدیکی پارک شده بود که آنها هم بسیار طبیعی می نمود . در این فاصله زمانی تعدادی از همکاران با من تماس گرفتند و اوضاع را پرسیدند و من به آنها گفتم هیچ وضع غیر طبیعی وجود ندارد ، خوشحال شدم که بر خلاف زمانهای قبل دیگر خبری از یگان ویژه و انبوه نیروی انتظامی و گارد ضد شورش نیست ، فکر کردم نیروهای امنیتی و انتظامی از نیت ما با خبر بودند ، چون در آخرین جلسه و آخرین گفتگو ها یی که قبل از تجمع یا اعضای هیئت مدیره داشتیم قرار شده بود که هیچ شعاری داده نشود ، سخنرانی نداشته باشیم ، دادو فریادی نباشد . تنها چند پلاکارد که حاوی شعارهایی دال بر خواسته های ما مبنی بر اجرای قانون و رسیدگی به وضع مدارس و استاندارد سازی آموزش و پرورش باشد و با سکوت خود از سوء استفاده های احتمالی از تجمع توسط برخی از افراد غیر صنفی جلوگیری کنیم ، تا اینجا همه چیز عادی بود و بنده احساس رضایت خاطر می کردم ، هنوز همکاران مقابل وزارتخانه نیامده بودند و اگر هم بودند در محوطه اوضاع را ارزیابی می کردند ، وارد وزارتخانه شدم ، ابتدای در ورودی چند نفر از همکاران را دیدم که روی صندلی های انتظار نشسته اند ، داخل وزارتخانه ابتدای ورودی به طور چشمگیری نیروهای حراست اداری و نگهبان توجه ام را جلب کرد . از در گوشی صحبت کردن آنها و پچ پچ کردنشان ، اینطور بر می آمد که فضای رعب آلودی داخل وزارتخانه حاکم است . از آنجا خارج شدم و دیدم در چند قدمی مقابل وزارتخانه تعدادی همکار خانم نشسته اند ، ایستادم و طولی نکشید که دیدم همکاران در گروه های چند نفری در حال آمدن به جلوی وزارتخانه اند . با آنهایی که می شناختم یا بنده را می شناختند احوالپرسی کردم ، در همین حال آقای باغانی ( دبیر کل کانون ) رسید و به من گفت که می روم داخل وزارتخانه ، بلکه موفق شوم ، از وزیر دعوت کنم برایمان صحبت کند و یا حداقل ملاقاتی با ایشان ترتیب دهم . به همکاران بگو منتظر باشند ، ساعت حدود یک و نیم بعد از ظهر شده بود و تعداد همکاران به سرعت در حال افزایش بود و می دیدم که گروه گروه از محوطه وزارتخانه و خیابانهای مجاور در حال آمدن بودند ، ناگهان متوجه شدم ده تا پانزده نفر افسر و درجه دار نیروی انتظامی که هیچکدام هم اتیکت ندارند به جمعیت که حالا تعداد آنها حدود 100 نفر شده بود نزدیک شدند و از جمعیت می خواهند که متفرق شوند ، نزدیک رفتم و به یکی از آنها که سروان بود گفتم ، جناب ما قصد هیچ شعار یا سخنرانی نداریم ، تنها می خواهیم وزیر یا مقام مسئولی در مورد عدم اجرای قانون که شانزده ماه از تصویب نهایی آن گذشته پاسخگو باشد . و به شما به عنوان عضو هیئت مدیره کانون قول می دهم که هیچ سوء تفاهمی نشود . سخنرانی هم نداریم و هیچ شعاری داده نمی شود . آقای باغانی دبیرکل مان نیز رفته بالا که اگر بتواند وزیر را دعوت کند به سخنرانی در جمع و شنیدن سخن همکاران . اگر هم اجازه دهند به نمازخانه می رویم و می مانیم ، از او خواهش کردم که اگر خودش هم مسئولیتی ندارد پیشنهادم را با فرمانده شان در میان بگذارد و زمان زیادی نگذشت که جواب او و همکارانش این بود که به هیچ وجه امکان پذیر نیست و ما فقط وظیفه داریم شما را متفرق کنیم ، به خانه هایتان بروید و با صدایی بلند شروع به متفرق کردن همکاران نمودند . در این بین تعدادی از همکاران ، می گفتند ، اینجا وزارتخانه آموزش و پرورش است و ما معلم هستیم ، به چه دلیل متفرق شویم . خواهان حضور وزیر برای تعامل و گفتگوئیم ولی آنچه گوش شنوایی برای آن نبود این حرفها بود ، ماموران با هل دادن و فریاد زدن خواهان متفرق شدن همکاران بودند که واکنش بعضی از همکاران به این نوع اهانت تشدید برخوردها ی ماموران و ناسزاگویی را همراه داشت . همکاران که با این وضع روبرو شدند به اجبار ماموران ، در خیابان سپهبد قرنی به طرف شمال در پیاده رو به حرکت در آمدند که انبوه ماموران که حالا تعداد آنها خیلی زیادتر شده بود بود با محاصره پیاده رو و خیابان از ملحق شدن سایر همکاران به جمعیت و انبوه مردمی که برای با خبر شدن از اوضاع کنجکاو شده بودند جلوگیری می کردند ، توهینها و لگد زدن ها و هل دادن های ماموران هر لحظه شدید تر می شد که واکنش همکاران سر دادن شعارهایی از قبیل : معلم می میرد ، ذلت نمی پذیرد . معلم شده خسته ، تبعیض دیگه بسه و حمل پلاکاردهایی با مضمون استاندارد سازی مدارس ، سیاست زدایی از آموزش و پرورش بود در این بین یکی از همکاران عضو هیئت مدیره به نام آقای بداقی توسط چند مامور به طرز وحشتناکی در انظار مردم و همکاران مورد ضرب و شتم قرار گرفت و کشان کشان او را از جمعیت دور کردند ، همکاران دیگری که به اعتراض این رفتار بر آمدند از جمله آقای نیک نژاد از اعضای کانون صنفی به طرز فجیعی ضرب و شتم شد و ماموری ناخودآگاه آنچنان سیلی به صورت او زد که عینکش چند متر آن طرف تر افتاد و خود به چشم خودم دیدم که ماموری که ستوان یکم بود با گارد گرفتن در مقابل او مشت محکمی به سینه او کوبید . صحنه هایی در برخورد با معلمان فرزندان مملکت آفریده شد که حقیقتا قلم از بیان آنها شرمگین است ، همکار دیگری از اعضای کانون صنفی به نام آقای بهلولی به مراتب بدتر از آقای نیک نژاد ضرب و شتم شد به طوری که یکی از مامورین باتومی به کمر او کوبید که تا مدتی توان بلند شدن نداشت . در همین زمان آقای بهشتی سخنگوی کانون به ماموران نزدیک شد و با صدای بلند گفت : اگر می خواهید ببرید این دستان من بفرمایید . چرا می زنید ؟ چرا توهین می کنید ؟ مگر ما چه می خواهیم که ناگهان تعدادی مامور با گرفتن او و پرت کردنش به کناری برای بردن او اقدام کردند . حتی یکی از آنها مشتی به صورت او کوبید که با فریادهای اعتراض همکاران دوباره او را به جمعیت برگرداند که اصابت مشت دهان او را خونین کرده بود . زدن ها و توهین های مامورین تا اواسط خیابان طالقانی ادامه داشت و همکاران به طرف سازمان آموزش و پرورش در حال حرکت بودند که ماموری با لباس شخصی که از ابتدا فرماندهی ماموراین را به عهده داشت به میان جمعیت آمد و با آقای باغانی صحبت کرد ، شنیدم که ایشان می گفت اگر قصد دارید به سازمان آموزش و پرورش بروید اخطار می دهم که مامورین در آنجا مستقر شده اند و همه را دستگیر می کنند ، ایشان ضمن مشورت با تعدادی از اعضای هیئت مدیره که در دسترس بودند شرط پایان راهپیمایی را آزادی آقای بداقی و همکاران دیگری که نام آنها را نمی دانستیم اعلام کرد که فرمانده ماموران گفت تا دو ساعت دیگر آزاد می شوند ( به شما قول می دهم ) که البته این وعده هم عمل نشد بلکه بداقی همراه با دو فرهنگی دستگیر شده دیگر یعنی خانم بادپر و آقای علی عالمی روانه دادگاه شده و تا فردای آنروز زندانی ماندند و ساعت حدود 14:20 بود که با درخواست آقای باغانی همکاران متفرق شدند و به این ترتیب یک روز سیاه دیگر برای آموزش و پرورش و معلمان در صفحه تاریخ کشورمان رقم خورد .
Leave a Comment » |
Uncategorized |
Permalink
Posted by avareh
May 8, 2009
شهرزادنیوز: شاخص مرگ و میر مادران باردار در ایران به 24 نفر به ازای هر 100 هزار مادر باردار است. وزیر بهداشت و درمان و آموزش پزشکی با ارائهی این آمار علت کاهش مرگ و میر در سی سال اخیر را افزایش ماماها خواند. وی همچنین اظهار داشت که ایران به لحاظ تعداد سزارینها بیشترین آمار در بین کشورهای منطقه را دارد. باقری لنکرانی در مصاحبهی خود با ایسنا در مورد علل مرگ مادران از دو عامل سخن گفت: کمبود ماما و زایمان به روش سزارین.
سازمان بهداشت جهانی مرگ و میر مادران را چنین تعریف کرده است: مرگ زن به هنگام حاملگی یا 42 روز پس از پایان حاملگی. در این تعریف مرگ مادران بر اثر حادثه یا اشتباهات در نظر گرفته نمیشود. طبق گزارش یونیسف در سال 2008 آمار مرگ و میر مادران ششصد هزار نفر بوده است.
عوامل مرگ مادران باردار از نظر یونیسف فقر، بی توجهی فرهنگی به مسائل بهداشتی، کمبود مواد غذایی لازم، غذاهای غیربهداشتی، سوء تغذیه، کمبود آب آشامیدنی سالم، نبود سیستم تخلیهی فاضلاب، بیسوادی زنان، حاملگی در سنین نوجوانی، تبعیض و حاشیهنشینی جغرافیایی یا سیاسی است.
Leave a Comment » |
Uncategorized |
Permalink
Posted by avareh
May 8, 2009
رئيس اتحاديه ميوه وترهبار تهران با اعلام افزايش50 درصدي قيمت ميوه در بازارهاي تهران، گفت: اتحاديه و وزارت بازرگاني از ماهها پيش افزايش قيمت ميوه را در اين زمان پيشبيني كرده بودند اما براي جلوگيري از اين موج گراني كاري انجام نشد.
مهاجران در گفتگو با خبرنگار ايلنا، افزود: عدم سوء استفاده دلالان و واسطهها از عمده دلايل رسانهاي نشدن پيشبيني افزايش قيمت ميوه در اين فصل بود.
وي با تشريح دلايل گران شدن ميوه، گفت: خالي شدن انبارها از ميوههاي داخلي و خارجي به دليل عرضه آنها در شب عيد و تعطيلات نوروز از اصليترين عوامل افزايش قيمت ميوه در بازار تهران است.
مهاجران در پاسخ به اين سؤال كه چرا وزارت بازرگاني با اينكه از افزايش قيمت ميوه آگاهي داشته در اين مورد اقدامي نكرده است، سعي در توجيهپذير جلوه دادن عملكرد وزارت بازرگاني داشت.
رئيس اتحاديه ميوه وتره بار تهران گفت: برخي از ميوههايي كه با تعرفه صفر در شب عيد وارد شده بود، در انبارها دپو شد و الان كه تعرفه بالا رفته است، با قيمت دوبرابر در بازار فروخته ميشود.
مهاجران، سرمازدگي ميوههاي نوبرانه را از عوامل افزايش قيمت اين نوع ميوهها دانست.
ميوه هايي كه نرخ آنها دوبرابر شده است
رئيس اتحاديه ميوه وترهبار تهران از افزايش دوبرابري قيمت پرتقال، سيب درختي، زردآلو، نارنگي، موز، توت فرنگي و گوجه درختي نسبت به سال گذشته خبر داد و گفت: گوجه درختي شهريار كه همه ساله كمترين قيمت را داشته است امسال دچار سرمازدگي شده است و توت فرنگي گنبد نيز به سرنوست گوجه درختي شهريار مبتلا شده است.
در حال حاضر گوجه درختي ساوه، گرمسار و قم به بازار عرضه شده كه به دليل هرينههاي حمل و نقل و هزينههاي جانبي ديگر با قيمت دو برابر به فروش ميرسد.
زردآلو نيز در حال حاضر با قيمت بالاي 4 هزار تومان در عمده فروشي به فروش ميرسد.
وي قيمت پرتقال را در بازار 1500 تومان اعلام كرد كه در مقايسه با شب عيد حدود 800 تومان افزايش قيمت داشته است.
به گفته مهاجران در بازار عمدهفروشي، سيب درختي 1500 تومان، نارنگي 1400 تومان، موز 1500 تومان كيوي 1600 تومان به فروش ميرسد كه نسبت به شب عيد با افزايش قيمت دوبرابري مواجه شدهاند.
وي از افزايش قيمت مجدد ميوهها در آيندهاي نزديك خبر داد و گفت: درصورت توزيع نشدن كافي ميوه در بازار احتمال افزاليش قيمت ميوه وجود دارد.
Leave a Comment » |
Uncategorized |
Permalink
Posted by avareh