بيش از ۷ هزار مبتلا به ايدز در كشور ۲۵ تا ۳۴ ساله هستند

August 19, 2009

روزنامه ابرار: به گفته رئيس اداره ايدز وزارت بهداشت، ۷۵ درصد از ۱۹ هزار و ۷۷۴ مبتلا به ايدز شناخته شده در كشور(براساس آخرين آمار اعلامى در ابتداى تيرماه) بين ۲۰ تا ۴۹ سال هستند كه نيمى از اين گروه نيز در سنين ۲۵ تا ۳۴ سال قرار دارند. به گزارش ايسنا، عباس صداقت در همايش تخصصى سياست گذارى سلامت در زمينه كنترل و پيشگيرى از ابتلا به ايدزHIV كه با حضور كارشناسان درمان شوراى هماهنگى مبارزه با مواد مخدر استان هاى سراسر كشور برگزار شد، با بيان اين كه اپيدمى ايدز در جهان براساس تخمين ها، از سال ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۵ ميلادى، چهار برابر شده است، گفت: براساس آخرين آمار تا پايان سال ۲۰۰۷ ، ۳۳ ميليون و ۲۰۰ هزار مبتلا به ايدز در جهان وجود داشته است كه از اين تعداد، ۳۰ ميليون و ۸۰۰ هزار نفر جزو افراد بالغ و ۱۵ ميليون و ۴۰۰ هزار نفر، زن هستند. وى با بيان اين كه ايدز براى اولين بار در آسيا در سال ۱۹۹۰ در تايلند مشاهده شد، اظهار كرد: براساس آمارها تا آغاز قرن ،۲۱ كشورهاى چين و هند به ترتيب با ۵۰۰ هزار و سه ميليون و ۷۰۰ هزار مبتلا در رتبه هاى اول ابتلا به ايدز در آسيا قرار داشته اند. تخمين ها حاكى از آن است كه تا سال ۲۰۱۰ شمار مبتلايان به ايدز در هند به ۲۰ تا ۲۵ ميليون نفر، در چين به ۱۰ تا ۱۵ ميليون نفر و در روسيه به ۸ تا ۱۰ ميليون نفر مى رسد. رئيس اداره ايدز وزارت بهداشت با اعلام اين كه كشورهاى منطقه خاورميانه به لحاظ درصد ابتلا به ايدز به سه بخش «ابتلاى زير يك درصد»، «ابتلاى يك تا پنج درصد» و «ابتلاى بالاى پنج درصد» تقسيم شده اند و ايران نيز به لحاظ شمار مبتلايان در بين مصرف كنندگان مواد مخدر در بخش ميانى و متمركز قرار مى گيرد، عنوان كرد: اولين مورد ابتلا به ايدز در كشور ما در سال ۱۳۶۶ در يك كودك مبتلا به هموفيلى كه از طريق خون آلوده به ايدز مبتلا شده بود مشاهده شد و از سال ۱۳۷۵ به بعد، ابتلا به ايدز از طريق اعتياد تزريقى كه هم اكنون بيشترين درصد الگوى ابتلا به ايدز در ايران را به خود اختصاص داده، متمركز شد. رئيس اداره ايدز وزارت بهداشت همچنين با اشاره به آخرين آمار مبتلايان به ايدز در ايران اعلام كرد: از ۱۹ هزار و ۷۷۴ مبتلا به ايدز، يك هزار و ۹۷۵ نفر وارد فاز بيمارى شده و سه هزار و ۳۱۵ نفر نيز فوت كرده اند؛ در عين حال پيش بينى مى شود كه تا پايان سال ۲۰۰۹ ، ۸۳ هزار بيمار ناشناخته مبتلا به ايدز در كشور وجود داشته باشد.

 


گزارش برگزاری دادگاه دو تن از نوكیشان مسیحی در تهران

August 12, 2009

 

 

 به گزارش شبكه خبر مسیحیان فارسی زبان به نقل ازسایت دعا برای ایران، در روز یكشنبه مورخ ۱۸ مرداد ۱۳۸۸ ( ۹ اگوست ۲۰۰۹)، در یک جلسه نمایشی دو تن از نوكیشان مسیحی در دادگاه انقلاب در تهران،  بنامهای “مریم رستم‌پور( ۲۷) و مرضیه امیری زاده ( ۳۰) ساله”،  از آنها خواسته شد تا ایمان خود به مسیح را انکار کنند.

” اما با وجود تحمل فشار‌های بسیاری که تاكنون بر آنها وارد شده هر دو خواهر مسیحی اعلام کردند که “ایمان و اعتقاد” خود را نسبت به عیسی مسیح انکار نخواهند كرد”.  

به گزارش منابع خبری، روز شنبه ۱۷ مرداد ماه (هشتم آگوست ۲۰۰۹) ، از سوی مقامات زندان به ایشان گفته شده  که باید به منظور تفهیم اتهام در دادگاه حاضر شوند. دادستان، اتهام “ارتداد” را برای این دو شهروند مسیحی توصیه نموده بود.

 با این وجود روز یكشنبه ۱۸ مرداد ( ۹ آگوست ) هنگامی که آنها به دادگاه رسیدند، جلسه دادگاه بر روی معاون دادسرا، آقای حداد متمرکز بود که از “مریم و مرضیه” در مورد ایمان مسیحی شان بازجویی می کرد، و از ایشان خواست تا ایمان خود را هم به زبان وهم به طور مکتوب انکار کنند.

این درخواست روشن نمود که از نگاه دادگاه ، تنها جرم مریم و مرضیه می تواند اعتقاد و گرویدن آنان به مسیحیت باشد .آقای حداد از این دو شهروند مسیحی پرسیدند که آیا آنها مسیحی هستند؟

 آنها پاسخ دادند: ما عیسی مسیح را دوست داریم .

معاون دادسرا پرسش خود را مجددا مطرح کرد و آنها پاسخ دادند: بله، ما مسیحی شده ایم.

آنها همچنین گفتند که، ما در یک خانوادهٔ مسلمان به دنیا آمده ایم ، ولی‌ مسلمان نبودیم.

پرسش‌های آقای حداد ادامه یافت و وی از ایشان پرسید:  آیا از مسیحی شدن خود پشیمان هستند یا نه؟

كه  آنها  با استواری ایستاده و گفتند: ما به هیچ عنوان پشیمان نیستیم.

سپس حداد معاونت دادسرای انقلاب بار دیگر با تاکید بسیار به ایشان گفت: شما باید ایمان خود را شفاها‌ و هم به صورت مکتوب در حضور دادگاه انکار نمائید.

كه این دو زندانی مسیحی با  قاطعیت پاسخ دادند؛  ”ما ایمان خود را انکار نمی‌‌کنیم.”

این گزارش می افزاید، در جریان یکی‌ از لحظات پر تنش در این بازجوئی، مریم و مرضیه به اعتقادات خود اشاره کردند و اینکه ” خدا “ آنان را از طریق روح القدس متقاعد نموده است.

سپس آقای حداد به ایشان گفت؛ “ امکان ندارد که خدا با انسان سخن بگوید.`مرضیه در جواب از او پرسید، آیا قادر مطلق بودن خدا را زیر سوال می‌‌برید؟

 حداد پاسخ داد، `شما ارزش این را ندارید که خدا با شما صحبت کند.

مرضیه در جواب ایشان گفت؛  این خداست که تصمیم می‌‌گیرد من ارزش آن را دارم یا نه و نه شما !

در جریان این گفتگو حداد معاون دادسرا به این دو مسیحی زندانی گفت که  به سلول‌های خود در زندان باز گردند و در مورد راه حل‌هایی‌ که به ایشان ارائه شده فکر کنند و وقتی‌ که آماده اطاعت هستند به او بگویند. 

سپس مریم و مرضیه در پاسخ گفتند : ما قبلا تمام فکر‌های خود را کرده ایم.

در پایان جلسه، آقای حداد اعلام كرد که یک قاضی حکم آنان را صادر خواهد کرد.! با اینکه مشخص نبود که چه کسی‌ قاضی ایشان در این پرونده است. او در عین حال گفت که “مریم و مرضیه” برای اولین بار پس از دستگیری و در جریان رسیدگی به این پرونده اجازه دارند تا وکیلی داشته باشند.

سپس پس از پایان جلسه این دو دختر مسیحی مجددا به زندان اوین برگردانده شدند.

 پس از جلسه دادگاه  آنان گفتند: `اگر قرار است که ما از زندان بیرون بیاییم، می‌‌خواهیم با افتخار این کار را انجام دهیم.

بر خلاف تلاش‌های متمرکز مقامات زندان به منظور تحت فشار قرار دادن آنها، “مریم و مرضیه” کماکان به ایمان و اعتقاد مسیحی خود پایبند می باشند و تصمیم گرفته اند که تا به آخر با قوت بایستند بدون توجه به اینکه چه اتفاقی‌ خواهد افتاد.

به گزارش fcnn، مریم و مرضیه در تاریخ  ۱۵ اسفند ماه ۱۳۸۷( ۵ مارچ ۲۰۰۹) توسط تعدادی از افراد لباس شخصی بهمراه تنی چند از ماموران امنیتی در تاریخ فوق در آپارتمان مشترك محل اقامت شان در تهران بازداشت و با گذشت ۵ ماه همچنان در بازداشتگاه زندان مخوف اوین بسرمی برند.

بازداشت شدگان تاكنون متحمل رنج‌های بسیاری در زندان شدند از جمله بیماری جسمی‌، سلول انفرادی و بدفعات با چشمان بسته مورد بازجویی های طولانی  قرار گرفتند.

گزارشهای رسیده حاكی است، در طول پنج ماه ، مریم و مرضیه هر دو بیمار بوده و وزن زیادی را از دست داده اند. مرضیه دچار درد شدیدی در ناحیه ستون فقرات خود است، همین طور عفونت دندان و سردرد‌های سنگین و شدید .

دو ماه پیش مقامات زندان به ایشان وعده داده بودند که زندان دارای امکانات و تجهیزات پزشکی‌ است و اینکه آنها از او مراقبت خواهند کرد، اما تا به امروز هیچ نوع درمان پزشکی‌ در مورد آنان به عمل نیامده است.

كمیته مسیحیان در مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ضمن ابراز نگرانی خود در مورد سلامتی روحی و جسمی این افراد اعلام می دارد، مسئولیت جان و سلامتی این بازداشت شدگان مستقیما بر عهده مسئولان مربوطه خواهد بود و اجازه درمان به ایشان را جزء حقوق انسانی این بازداشت شدگان ارزیابی می نماید و از مسئولان مربوطه رعایت حرمت انسانی و تضمین حق حیات این زندانیان عقیدتی را انتظار دارد.

پرونده این دو تن از نوكیشان مسیحی و برگزاری اینگونه دادگاههای تفتیش عقاید نمونه‌ تخلف آشکار و روشنی از قوانین نقض حقوق بشر و آزادی مذهب بوسیلهٔ مقامات جمهوری اسلامی‌ است. بر طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی آزادی عقیده پذیرفته شده است و طبق ماده ۲۳ قانون اساسی ” تفتیش عقاید “ ممنوع است و هیچ كس را نمی توان به صرف داشتن عقیده ایی مورد تعرض و مواخذه قرار داد.همچنین كمیته مسیحیان خواستار توجه سازمانهای حقوق بشری و فعالان حقوق بشر نسبت به وضعیت این دو شهروند مسیحی است. و لازم می داند تا ایشان، بدون هیچ اتهامی آزاد شوند تا بتوانند یک زندگی‌ آزاد را برای خویش دنبال کنند.

اگر چه اخیرا در خبرها داشتیم که درخواست مجازات اعدام برای جرم “ارتداد”، از قانون تعزیرات اسلامی جدید مصوبه مجلس قانون گذاری جمهوری اسلامی حذف شده است ،  اما برای اینکه این مصوبه قانون بشود هنوز راه طولانی در پیش دارد و باید توسط شورای نگهبان نیز به تصویب برسد تا قابل اجرا شود .

“ارتداد” به همراه قتل ، زنا ، تجاوز، قیام یا دزدی مسلحانه و قاچاق مواد مخدر همه مواردی هستند که حکم آنها مطابق قوانین فعلی جمهوری اسلامی  میتواند اعدام باشد.

20 مرداد 1388


احتمال مرگ هزاران ایرانی در اثر آنفلونزای خوکی

August 3, 2009

سایت عصر ایران در تهران: نخستین مورد ابتلا به آنفلونزای خوکی در ایران، در اواخر خردادماه تأیید شد. بیمار نوجوانی بود ایرانی‌تبار و مقیم آمریکا که اواخر خردادماه به همراه خانواده‌اش وارد تهران شد. او به هنگام ورود به کشور مورد معاینه و آزمایش قرار گرفت. پس از انجام آزمایش آلودگی این نوجوان ۱۶ ساله به ویروس H1N1 قطعی و پس از آن درمان آغاز شد.

اما فقط چند هفته بعد وزیر بهداشت و درمان از 23 نفر مبتلا به آنفلوانزای خوکی در ایران خبر داد ولی هنوز هیچ آماری در مورد مرگ بر اثر این بیماری در کشور گزارش نشده است. تا پایان هفته گذشته ، تعداد61 مبتلا به این بیماری شناسایی شده اند.

بنابر گفته مقامات بهداشتی در ایران تمام مبتلایان به این بیماری غیر از یک نفر همگی سابقه سفر به خارج از کشور داشته اند و این بیماری را با خود به ایران آورده اند.

در این زمینه دكتر گويا درسمينار آنفلوآنزاي خوكي که در انستيتو پاستور ايران برگزار شد، با اشاره به ورود آنفلوانزاي خوكي به فاز 6 پاندمي افزود: طبق برآوردها طي دو سال، احتمالا حدود 10 ميليون و 500 هزار نفر تا 24 ميليون در كشورمان به اين نوع آنفلوآنزا مبتلا مي شوند که از اين تعداد 525 هزار تا يك ميليون و 225 هزار نفر نياز به بستري دارند و برآورد مي‌شود حدود 105 هزار تا 245 هزار نفر جان خود را از دست بدهند.

آنفلوآنزاي خوكي از حوالي نوروز در قاره آمريكاي شمالي و مركزي و سپس به تدريج در ديگر نقاط جهان گسترش يافت و در حال حاضر در فاز 6 پاندمي اين آنفلوآنزا به سر مي‌بريم.

پاييز امسال از لحاظ آنفلوآنزاي خوكي بسيار هولناك خواهد بود و احتمال دارد در آينده با افزايش تعداد بيماران مبتلا به اين نوع آنفلوآنزا در كشور مواجه شويم. اين امر گريز ناپذير است به طوري که سرعت گسترش جغرافيايي اين بيماري چهار برابر پاندمي سال 1917 برآورد مي شود.

قدرت انتقال آنفلوآنزاي خوكي 2 تا 3 برابر آنفلوآنزاي فصلي است. رييس مركز مديريت بيماريهاي واگيردار وزارت بهداشت می گوید: دليلي ندارد براي وقوع پاندمي منتظر زمستان باشيم. در مجموع ديرترين زمان بروز پاندمي در پاييز خواهد بود اما در زمان پاندمي اين بيماري حدود 98 درصد افراد بيمار خدمات بهداشتي درماني را از خارج از بيمارستان‌ها دريافت خواهند كرد و پيش بيني مي‌شود حدود 5 درصد مبتلايان نياز به بستري داشته باشند. همچنين حدود يك تا دو درصد كل افراد مبتلا فوت خواهند كرد و اين در حالي است كه اين عدد بسته به شدت بيماري و ارائه خدمات متغير خواهد بود.

رييس مركز مديريت بيماري‌هاي واگيردار وزارت بهداشت، شايع‌ترين عارضه آنفلوآنزاي خوكي را ذات الريه عنوان كرد و گفت: به اين منظور موارد ذات الريه را در تمام بيمارستان‌هاي كشور بررسي مي‌كنيم. از طرف ديگر مواردي كه به علت آنفلوآنزاي خوكي جان خود را از دست داده‌اند بيشتر با تابلوي نارسايي شديد تنفسي و نارسايي كليوي و شوك جان خود را از دست داده‌اند. همچنين اكثريت موارد شديد اين بيماري در گروه‌هاي خاص از جمله افراد داراي بيماريهاي زمينه‌اي بوده است.

دكتر گويا با بيان اينكه پاندمي موج‌هاي مختلفي دارد و حداقل دو سال گرفتار خواهيم بود، ادامه داد: طي دو سال بروز پاندمي، موج‌هاي مختلف آن بروز مي‌كند و هرموج 6 تا 8 هفته طول مي‌كشد و سپس فروكش مي‌كند.


گزارشگران بدون مرز: مضحکه محاکمه معترضان را محکوم می کنیم

August 3, 2009

گزارشگران بدون مرز نگرانی شدید خود را از آغاز به اصطلاح ” محاکمه” مسوولان و شرکت‌کنندگان در “اعتشاشات” اعلام می‌کند. در میان ” عوامل میدانی ” چندین روزنامه‌نگار نیز دیده می‌شود که در پی اعتراضا گسترده به تخلف و تقلب در انتخاب محمود احمدی نژاد به ریاست جمهوری در ٢٢ خرداد بازداشت شده بودند. خطر اتهام محاربه برخی از آنها را تهدید می‌کند.

گزارشگران بدون مرز در این باره اعلام می‌کند ” یک بار دیگر در مضحکه‌ای به نام دادگاه حقوق متهمان زیرپا گذاشته شد. آن دسته از متهمانی که وکیل داشتند، وکلایشان از برگزاری دادگاه بی خبر بودند و تعدادی دیگر را به محل برگزاری محاکمه راه ندادند. دادگاه انقلاب هیچکدام از موازین داخلی و بین المللی را رعایت نمی کند. این یک دادگاه نبود جلسه بازجوی تزئین شده به شکل دادگاه بود. ما خواهان اعزام نمایندگان سازمان ملل متحد و کمیسر عالی حقوق بشر به ایران برای بازدید از زندان و ملاقات با زندانیان هستیم. “

محمد علی ابطحی وب نگار وبلاگ وب‌نوشت که در تاریخ ٢٦ خرداد ماه بازداشت شده بود و محمد عطریانفر مدیر مسئول بسیاری از روزنامه های ایران که در تاریخ ١٥ خرداد بازداشت شده بود از جمله ” عوامل میدانی ” بودند که به همراه ده ها نفر دیگر با اتهاماتی چون ” شرکت” و یا عکس و فیلم برداری از تظاهرات به این دادگاه آورده شده بودند.

در کیفرخواست این افراد “متهم” به ” اقدام علیه امنیت ملی، تخریب اموال شخصی مردم ” و انقلاب مخملی” وبرهم زدن نظم عمومی شده‌اند. در بخش هایی از این کیفرخواست به ” اعترافات” روزنامه نگاران و متهمان استناد شده ااست، از جمله به “اعترافات” مازیار بهاری خبرنگار نیوزویک که در تاریخ 26 خرداد بازداشت شده بود. و یا بدون نام بردن صریح به اعترافات “یک جاسوس اسرائیلی” که احتمالا اشاره به حسین درخشان وبلاگ نویس ایرانی است، که از تاریخ ١١ آبان ماه به گفته خانواده اش در زندان بسر می‌برد .

صالح نیکبخت وکیل ده تن از زندانیان و از جمله محمد علی ابطحی، محمد عطریانفر، مازیار بهاری و محسن میردامادی به گزارشگران بدون مرز اعلام کرد : ” من تا ساعت یازده صبح امروز از برگزاری دادگاه موکلان خود خبر نداشتم. بعد هم به محل دادگاه رفتم مرا به محل برگزاری محاکمه راه ندادند. پس از اصرار من آقای مرتضوی دادستان تهران گفت از فردا می توانید در دادگاه شرکت کنید. اما این دادگاه به دلیل عدم حضور وکلای متهمان بنا بر اصل ١٣٥ قانون اساسی مصوبه شورای تشخیص مصلحت غیر قانونی است و اظهارات زندانیان در این دادگاه هیج ارزش قانونی ندارد. من تا امروز نتوانسته ام با موکلین خود ملاقات و یا پرونده آنها را ببینم”

در این دادگاه فقط رسانه های نزدیک به دولت و نهادهای قضایی – امنیتی حضور داشتند. و از حضور خبرنگاران مستقل جلوگیری شده بود. خبرگزاری امنیتی فارس اعلام کرده است که برخی از متهمان اگر به محاربه متهم شوند به اشد مجازات محکوم خواهند شد.


تشکيل کميته حجاب و عفاف در دانشگاه ها

August 3, 2009

روزنامه اعتماد: مدير کل امور فرهنگي وزارت علوم از ابلاغ تشکيل کميته حجاب و عفاف در کليه دانشگاه ها خبر داد. محسن اسلامي در گفت وگو با ايسنا، در خصوص اقدامات صورت گرفته توسط وزارت علوم در زمينه پوشش دانشجويي به راه اندازي کميته حجاب و عفاف اشاره کرد و گفت؛ راه اندازي اين کميته به همه دانشگاه ها ابلاغ شده و همه دانشگاه ها موظف شده اند اين کميته را راه اندازي کنند.


همسر ابطحی: اوج بی وجدانی را دیدیم

August 3, 2009

فهیمه موسوی نژاد در مصاحبه با سایت روز گفت چیزی که با پخش این اعترافات می توان فهمید این است که تنها چیزی که در میان برخی دست اندرکاران وجود ندارد اخلاق و وجدان است. وی تصریح کرد: “این معرکه ای که راه انداخته اند نمی تواند سابقه وتجربه پاک چنین افرادی رادر نزد مردم تحت تاثیر قرار دهد. اعتراف گیری یک تو دهنی به کل نظام است وهیچ کس بیشتر از نظام صدمه نمی خورد چرا که این افراد متعلق به نظام هستند وکارنامه سنگینی در خدمت به کشورشان دارند.”

وی گفت که با خانواده آقای خاتمی صحبت کرده اند وآنهابا دلداری دادن وی گفته اند که این سخنان محکوم است. قراراست سیدمحمد خاتمی به زودی بیانیه ای را در این خصوص منتشر کند.

موسوی نژاد افزود: “صحبت هایی که ایشان می کرد و بخش هایی از آن در خبرگزاری فارس آمده بود اصلا ادبیات آقای ابطحی نبود. ما به عنوان خانواده با ادبیات ایشان آشنا هستیم. بسیاری از مردم هم خواننده وبلاگ ایشان بودند. جملات و متنی که استفاده کردند متعلق به ایشان نبود. لحن ایشان مانند زمان هایی بود که خیلی عصبانی وناراحت است وانگار که با فشاری این حرفها را می زند. حالت عادی نداشت.”

وی با اشاره به پخش اعترافات گفت: “من به فرزندانم گفتم که ما از موقعی که یادمان است ایشان هر کاری کرده برای حفظ نظام بوده و همیشه سعی می کرده که مبلغ خوبی برای نظام باشد و هر نظری که داشته فقط از لحاظ دلسوزی بوده برای اینکه شرایط بهتر باشد. من از این دولت همین توقع را هم داشتم. با توجه به شناختی که از آنها داشتم و شاید بگویم با شناختی که در همین چهل وچند روز از آنها پیدا کردم. از برخوردهایی که آنها به عنوان خانواده زندانیان با ما داشتند. بارها با ما درتماس بودند وهر باربه ما تذکر می دادند. هر سه چهار روز یک بار یک جوری خانواده ما را به هم می ریختند. یک روز دامادمان را می گرفتند یک روز دیگر فرد دیگری از خانواده را می گرفتند. یک روز زنگ می زدند تذکر می دادند و روز دیگر می ریختند خانه را می گشتند.”

موسوی نژاد افزود: ” در طی مدت این چهل وسه روز سه بار با آقای ابطحی صحبت کردیم. برای یکی از این تماس ها ما را به اوین کشاندند و حتی گفتند یک سیم کارت برای ما بیاورید که بگذاریم در یک موبایل که آقای ابطحی باشما صحبت کند. یک سری اذیت هایی کردند که در آنها اوج بی وجدانی وبی اخلاقی بود. قبلا هم این سابقه را از آنها داشتیم. دوستان دیگر وخیلی کسان دیگر هم این تجربه را داشتند. نمی دانند که این کارها هیچ تاثیری ندارد و مردم می دانند این افراد تحت چه شرایط طاقت فرسایی بوده اند.”

همسرسیدمحمدابطحی افزود: “ایشان اشاره کرده بود به قرصی که چند شب است به او می دهند. من اثرات آن را نمی دانم. برخی از دوستان می گفتند که همین کار را با آقای سحابی کرده بودند یعنی قرص های مشابهی را هم به ایشان داده بودند، به نحوی که وقتی برخی برای ملاقات با وی می روند می گویند اصلا این سحابی با آن سحابی که ما می شناختیم متفاوت بود. این ابطحی هم آن ابطحی خودمان نبود. یک داروهایی استفاده می کنند. من اطلاعات دقیق از تاثیرات این داروها ندارم اما حالت ایشان عادی نبود.”

وی در مورد آزادی همسرش گفت: “ما امیدواریم اما با صحبتی که با ایشان داشتیم وآن دو نفر کارشناسی که همراه ایشان در ملاقات بودند وقبل از آن با آنها صحبت کرده بودم اصلا نفهمیدم که چه کار خواهند کرد. یک بار می گویند که تمام می شود ویک بار می گویند که اگر ملاقات خوبی داشته باشید و بازتاب ملاقاتتان خوب باشد شاید به شما مرتب ملاقات بدهیم. ما مدتها فکر می کردیم چنین روزی خواهد آمد. یک موقعی گفتند که اعترافات را پخش می کنند. همه می دانند این بحث ها از نظر حقوقی بی اعتبار است. کسی که چهل وپنج روز در انفرادی بوده و آن زمانی که با خانواده صحبت کرده در شرایط تحت فشار بوده نمی تواند در شرایط عادی باشد. یک شب نیمه شب او را از خواب بلند کرده اند که با خانواده اش صحبت کند، روز دیگر وسط بازجویی به ما زنگ زد که اصلا صدایش در نمی آمد که با ما حرف بزند. شرم آور است که افراد را در چنین شرایطی می گذارند.”


جمهوری اسلامی باز هم توپولوف مى خرد

August 3, 2009

روزنامه ابرار اقتصادی: قرارداد عرضه ۵ فروند هواپيماى مدرن «توپولوف ـ۲۰۴ اس ام» كه چندى پيش با ايران امضا شده است، آغازگر عرضه اين نوع از هواپيماها به ساير شركت هاى هواپيمايى خارجى خواهد بود. به گزارش ايلنا به نقل از نووستى، سرگئى گالپرين -معاون مديركل شركت واحد هواپيمايى غيرنظامى روسيه- درباره قراردادى كه با شركت هواپيمايى «ايران اير تور» امضا شده است، گفت: مذاكرات طرف روسى با روساى صنايع هواپيمايى ايران درباره خريد هواپيماهاى روسى و توليد احتمالى آن ها با مجوز (در ايران) ادامه دارد. قرار است در هواپيماهاى «توپولوف ـ۲۰۴ اس ام» وزن بدنه نسبت به مدل پايه توپولوف-۲۰۴-۱۰۰ حداقل ۲ تن كاهش بيابد كه اين هدف از طريق استفاده از مواد بسيار مقاوم و سبك، نصب تجهيزات و صندلى هاى سبك تر و كاهش وزن شاسى به ميزان ۱۶۰ كيلوگرم ممكن خواهد شد.


انتشار نامه محرمانه ستاد موسوی به لاریجانی

July 19, 2009

سایت خبرآنلاین در تهران: روز 30خرداد ، یعنی فردای روزی که رهبرمعظم انقلاب در نمازجمعه تهران بحث مبسوطی در باره انتخابات بیان کردند 2نماینده میرحسین موسوی در نامه ای به رئیس مجلس شورای اسلامی پیشنهادات خود را برای رفع بحران پیش آمده ارائه کردند.

این نامه که از سوی عباس آخوندی یکی از دونماینده موسوی در اختیار خبرآنلاین قرار گرفته برای نخستین بار منتشر می شود.

در زیر ابتدا توضیح آقایان آخوندی و زنگنه در باره این نامه و سپس متن کامل آن را می خوانید:

بسمه تعالی

27/4/1388

در ارتباط با مطالب ایراد شده از سوی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در خطبه‌های نماز جمعه مورخ 26 تیر ماه تصمیم به انتشار نامه پیوست خطاب به دکتر لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی گرفتیم. این نامه در تاریخ 30/3/1388 یعنی دقیقاً فردای روز ایراد خطبه نماز جمعه توسط مقام معظم رهبری تدوین و تقدیم رئیس مجلس شده است. متأسفانه علیرغم تلاش‌های انجام شده در این ارتباط، پیشنهادهای ارائه شده از سوی مقامات تصمیم‌گیر مورد توجه جدی قرار نگرفتند.
هر چند پاره‌ای از پیشنهادات ارائه شده به دلیل گذشت زمان موضوعیت خود را از دست داده‌اند، لیکن از آنجا که آگاهی عمومی از رویکرد پیشنهادی در این نامه می‌تواند مفید فایده باشد و نیز آنکه نهایتاً باید از اتفاقات اجتماعی به صورت جمعی تجربه اندوزی نمود، این نامه در کنار هزاران اسناد دیگر به ما می‌آموزد که اگر در موفقیت‌های استراتژیک، مقامات ملی درست‌‌تر اتخاذ تصمیم نموده بودند، چگونه می‌توانستیم امروز شاهد بحران موجود در جامعه نباشیم.

عباس آخوندی نماینده ویژه میرحسین موسوی مستقر در محل شورای نگهبان در روز انتخابات
بیژن زنگنه نماینده ویژه میرحسین موسوی در تنظیم ارتباطات با صدا و سیما در امر تبلیغات انتخابات

بسمه‌تعالی
شنبه 30/3/1388

برادر ارجمند جناب آقای دکتر علی لاریجانی
رئیس محترم مجلس شورای اسلامی

با سلام و تحیت

پیرو مذاکرات متعدد در روزهای گذشته برای یافتن راه‌های برون رفت از بحران اجتماعی موجود، ذیلاً تمایل داریم که چارچوبی را در این ارتباط عرضه کنیم، باشد که مفید واقع گردد و موجب کمکی به بازگشت آرامش به وجدان ناآرام جامعه شود.
به نظر ما آنچه در جامعه در جریان است معلول مدیریت ناصحیح فرایندهای انتخابات، به ویژه در دوره تبلیغات انتخابات است.

متأسفانه مدیریت روز اخذ رأی و اقدامات پس از اعلام مقدماتی نتایج آرا نیز با مشکلاتی جدی مواجه بود. در هر صورت بزرگ‌ترین مسئله‌ای که اکنون جامعه ایرانی با آن مواجه است آسیب خوردن اعتماد عمومی به نتایج آرای انتخابات است. بنابراین هر راه حلی که ارائه می‌گردد باید به نحوی مفهوم اعاده اعتماد عمومی را در صدر وجهه همت خود قرار دهد.

با این مقدمه راهکار ذیل را که با آن مقام محترم حضوراً بحث کرده، یک بار دیگر به صورت مدون تقدیم می‌کنیم. پیش از بیان راه‌حل، لازم به تذکر است که آنچه ذیلاً آورده می‌شود نظرات شخصی ما است و به هیچ عنوان نما‌یندگی جناب آقای مهندس میرحسین موسوی را که در این انتخابات در کنار ایشان بودیم ندارد. لیکن مطمئن هستیم، هر راه حلی که مبتنی بر انصاف باشد و بتواند اعتماد عمومی را جلب نماید مورد قبول ایشان نیز خواهد بود.

1- چارچوب‌های بنیادین راهکار پیشنهادی

* هم چنانکه مقام معظم رهبری فرمودند اختلاف به وجود آمده در جامعه، اختلاف بین اهالی انقلاب است، بنابراین با تهمت و افترا و بیرون راندن هر یک از طرف‌های دعوا از صحنه مرتفع نمی‌گردد. اصل را باید بر اقناع و رفع شبهه گذاشت وگرنه این اختلاف پایانی نخواهد داشت. لازمه این امر اتخاذ فرایندهای اعتمادآفرین است. جنابعالی با توجه به حضور مداومتان در مذاکرات هسته‌ای بیش از هر شخص دیگری به این موضوع واقفید که فرایندهای اعتمادسازی کاری سخت، نیازمند رعایت جزئیات و مستلزم حوصله و بردباری است.

* معترضان به نتایج آرا که تعداد آنها کم هم نمی‌باشد، باید به رسمیت شناخته شوند. این افراد براساس اصل 27 قانون اساسی دارای حقوقی هستند که باید از آن برخوردار باشند. از جمله این حقوق حق برگزاری اجتماعات به صورت مسالمت‌آمیز و حق داشتن رسانه عمومی و استفاده از رسانه ملی است. بی‌حرمتی به معترضان از طریق رسانه ملی نه تنها کمکی به حل مشکل نمی‌کند بلکه احساسات افراد را جریحه‌دار نموده و بر اصرار آنها بر تداوم اعتراض خواهد افزود.

متأسفانه در روزهای اخیر نه تنها با هیچ یک از درخواست‌های تجمع مسالمت‌آمیز معترضان که شهروندان این کشور هستند موافقت نشد و نه تنها امکان استفاده از رسانه ملی به آنها داده نشده بلکه رسانه ملی با ادبیات ناشایستی با ایشان برخورد کرد که تنها عواطف آنها را جریحه‌دار نمود.

* فاصله انداختن بین معترضان و رهبری آنها که در این مورد جناب آقای مهندس میرحسین موسوی است دو خطر عمده را در بر دارد. یکی عدم امکان ایفای نقش رهبری توسط ایشان و دیگری پر شدن خلأ رهبری توسط دیگرانی که امکان دارد عناصر ناشناخته‌ای باشند و دست به اقدامات ناشایستی بزنند می‌باشد.

صد البته در این وضعیت رهبری معترضان مسئولیت هیچ یک از عواقب اقدامات پراکنده‌ای که به صورت خود جوش توسط افراد، صورت می‌گیرد نمی‌پذیرد. شما خوب واقف هستید که در کنترل بحران‌های اجتماعی اولین اقدامی که لازم است صورت گیرد پذیرش مشروعیت رهبری معترضان است تا امکان گفت و گو و رسیدن به راه حل فراهم گردد. در غیر این صورت تنها زبان گفت‌و‌گو، زبان خشونت خواهد بود که در این مورد قطعاً راهکار خوبی نیست، چرا که هیچ نظامی به مردمی که در چارچوب امنیت آن، مردم اقدام به مشارکت در انتخابات نموده‌اند با خشونت پاسخ نمی‌دهد.

2- اقدامات اجرایی پیشنهادی

* به جناب آقای مهندس موسوی در یک و یا چند برنامه زنده صدا و سیمای جمهوری اسلامی اجازه حضور جهت طرح مسائل خود داده شود. رسانه ملی همواره این امکان را دارد که برای دیگران نیز در جهت نقد صحبت‌های ایشان فضای لازم را فراهم آورد. بنابراین ممانعت از حضور ایشان در رسانه ملی اقدام بی‌وجهی است.

* به ایشان و جمعیت‌های هوادار ایشان توسط وزارت کشور اجازه راهپیمایی اعتراضی رسمی اعطا گردد. این موضوع باعث خواهد شد تا اقدامات مکرر خیابانی متوقف شود و مجموعه اعتراضات شکل قانونی و رسمی به خود گیرد و هرگونه اجتماعی با مسئولیت گروه مشخصی به پا شود.

* مقام معظم رهبری فرمودند، از یک سوی تأیید کلی ایشان مانع از رسیدگی به شکایات نمی‌باشد و از سوی دیگر هیچگونه بدعتی را در فرایند رسیدگی به صحت انتخابات نمی‌پذیرند و تنها شورای محترم نگهبان را مرجع رسمی و قانونی می‌دانند. پیشنهاد ما نیز در این چارچوب است. متأسفانه اکثریت اعضای محترم شورای نگهبان با جانبداری از یکی از نامزدان خود را در این مظان قرار دادند که قضاوتشان همراه با جانبداری است. البته بهتر این بود که حضرات آقایان به دلیل آنکه در مقام داوری قرار دارند رأی خود را مخفی نگاه می‌داشتند تا امروز جامعه با چنین مشکلی مواجه نباشد.

علیرغم این، به نظر ما در همین چارچوب هنوز امکان اقدام وجود دارد. پیشنهاد این است که شورای نگهبان هیأتی از رجال ملی و مورد اعتماد مردم که اظهارنظر آنان موجب جلب اعتماد عمومی و آرامش جامعه شود را به عنوان خبرگان امین خود انتخاب کند. دامنه رسیدگی به این هیأت که به عبارتی باید نقش هیأت منصفه را ایفا نماید، باید عام و بدون محدودیت باشد. این هیأت باید بتواند نسبت به اتفاقات به وقوع پیوسته در فرایند انتخابات، مسائل روز اخذ رأی و حوادث پس از آن اظهارنظر نماید. این هیأت باید حق دسترسی به کلیه شکایات و اطلاعات واصله به شورای محترم نگهبان را داشته باشد‌ و حق داشته باشد تا مستقیماً با نامزدهای انتخابات و یا نمایندگان آنها گفت‌وگو کند و همچنین حق داشته باشد که از قضات عالیرتبه دیوانعالی کشور و سایر کارشناسان خبیر به عنوان همکار استفاده نماید. این هیأت در انتهای کار خود که می‌تواند بین دو هفته تا بیست روز به طول بینجامد باید گزارشی را خطاب به شورای محترم نگهبان تهیه کند و متن آن را جهت آگاهی عمومی منتشر نماید.

آنگاه شورای نگهبان متکی بر این گزارش تصمیم نهایی خود را اتخاذ کند. در این صورت امکان جلب اعتماد عمومی به گزارش منتشره و تصمیم متخذه فراهم خواهد شد.

* ما پیشنهاد می‌کنیم که اعضای این هیأت مرکب از افراد زیر باشد، هر‌چند با هیچ‌یک از افراد نامبرده هیچگونه مذاکره‌ای صورت نگرفته است و ممکن است ایشان پذیرای این مسئولیت نباشند. به هر روی، افراد پیشنهادی ما بدین شرح است: 1- جناب حجت‌الاسلام و‌المسلمین سیدحسن خمینی از بیت شریف حضرت امام (ره)، 2- جناب حجت‌الاسلام و‌المسلمین محمدی ری‌شهری از علمای خوشنام، منصف و با تقوی و همچنین با سابقه اجرایی طولانی قضایی و دارای مسئولیت وزارت اطلاعات در پیشینه کاری خود، 3- جناب آقای دکتر گودرز افتخارجهرمی یکی از برجسته‌ترین حقوقدانان مسلمان ایران، نماینده جمهوری اسلامی ایران در دعاوی بین‌المللی و همچنین چندین دوره عضویت در شورای نگهبان به عنوان حقوقدان.
مسئولیت این پیشنهاد با خود ما است و آمادگی داریم از آن در رسانه ملی دفاع کنیم. به نظر ما در صورت اتخاذ چنین رویه‌ای آرامش به جامعه باز خواهد گشت. ما بر این اعتقاد هستیم چنانچه جامعه به نتیجه چنین تصمیمی اعتماد کند، به یقین جناب آقای مهندس میرحسین موسوی نیز با آن موافق خواهد بود. به امید اعتلای کلمه حق و پیشرفت روزافزون جمهوری اسلامی.

بیژن زنگنه
عباس آخوندی


حاميان صدا و سيمای فاسد و دروغگو را بشناسيد

July 19, 2009

اعلامیه

به هركس ميشناسيد اطلاع دهيد
حاميان صدا و سيماي فاسد و دروغگو را بشناسيد.
اين شركتها به صدا و سيما پول مي دهند تا احمدي نژاد منفور را رييس جمهور منتخب ايران جلوه دهند.
اين شركتها به صدا و سيما پول مي دهند تا اعمال آدمكشها و جنايتكاران را ايثار و خدمت جلوه دهند.
اين شركتها به صدا و سيما پول مي دهند تا فقر و فلاكت موجود را آسايش و رفاه جلوه دهند.
اين شركتها به صدا و سيما پول مي دهند تا ديكتاتوري را آزادي جلوه دهند.
اين شركتها به صدا و سيما پول مي دهند تا شهادت ده ها نفر مثل ندا را برنامه از پيش طراحي شده دشمن جلوه دهند.
…… و در نهايت اين شركتها به صدا و سيما پول مي دهند تا دروغ را راستي و بدي را خوبي جلوه دهند.
بنابراين هر كالايي كه در صدا و سيماي دروغگو و فاسد تبليغ شود را نخواهيم خريد. محصولات زير بعد از كودتاي 22 خرداد در صدا و سيماي دولت نامشروع تبليغ شده اند:
1) محصولات اتك
2) قند لادن
3) محصولات تبرك
4) فرش الماس كوير
5) چي توز
6) مزمز
7) قلم چي 8) شامپو صحت
9) وارنا، صنايع شير تهران
10) گلريز
11) تخم مرغ تلاونگ
12) زر ماكارون
13) نود اليت
14) بستني دايتي
15) ايرانسل
16) محصولات فرهنگي سروش
صدا و سيما را فلج خواهيم كرد
بخش عمده اي از درآمدهاي صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران از پخش آگهي هاي تبليغاتي بدست مي آيد. صدا و سيما با كسب اين درآمد اقدام به دروغگويي؛ توهين به شعور مردم؛ واروونه كردن واقعيات؛ توليد برنامه هاي تبليغاتي براي دولت نامشروع و …. ميكند.
حال اگر تبليغات پخش شده از صدا و سيماي فاسد اين حكومت؛ تاثير منفي بر سود كارخانه ها؛ سازمانها و هر كسي كه به اين ارگان دروغ پرداز پول ميدهد تا كالايش را تبليغ كند داشته باشد؛ مسلم است كه تبليغات به شدت كم و اين منبع مهم درآمد صدا و سيماي خائن به ايراني فلج خواهد شد.
بنابراين از امروز هر كالا يا خدمتي كه از صدا و سيماي اين دولت نامشروع پخش شود را تحريم ميكنيم تا بيش از اين پول به جيب كساني نريزيم كه از هيچ توهيني به مردم ايران دريغ نمي كنند.
بسيار مهم است كه اين موضوع به اطلاع همه فروشندگان نيز برسد.
رسانه شماييد. اين ايميل را براي همه ارسال كنيد و به همه اطلاع دهيد.


مردم دیگر نمی ترسند، شاید انقلاب شود؛ تلویزیون BBC

July 19, 2009

شبكه جهانى تلويزيون بی بی بی در گزارشی گفت، اختلافات در داخل سيستم جمهورى اسلامى اكنون بسيار جدى است. تظاهرات و راهپیمايی معترضان که از یکماه پیش شروع شد، ادامه دارد. پليس براى متفرق كردن جمعيت از گاز اشک آور استفاده می کند و گزارش مى شود كه شماری از تظاهرکنندگان دستگير شدند. از ميان جمعيت زنى بعدا به بى بی سی زنگ زد تا آنچه را كه ديده بود بازگو كند. اين زن ايرانى گفت، آنها به سمت ما گاز فلفل پرتاب كردند و بعد مجددا گاز اشک آور زدند. در ميان مردم، كودكان، افراد مسن و زنان سالخورده بودند كه نمى توانستند تنفس كنند. یک نفر دیگر نیز در تماسی تلفنى گفت، مردم نمى ترسند. ممكن است اوضاع به سمت يک انقلاب پيش برود، شايد تا يک سال ديگر انقلاب شود.