تشکيل کميته حجاب و عفاف در دانشگاه ها

August 3, 2009

روزنامه اعتماد: مدير کل امور فرهنگي وزارت علوم از ابلاغ تشکيل کميته حجاب و عفاف در کليه دانشگاه ها خبر داد. محسن اسلامي در گفت وگو با ايسنا، در خصوص اقدامات صورت گرفته توسط وزارت علوم در زمينه پوشش دانشجويي به راه اندازي کميته حجاب و عفاف اشاره کرد و گفت؛ راه اندازي اين کميته به همه دانشگاه ها ابلاغ شده و همه دانشگاه ها موظف شده اند اين کميته را راه اندازي کنند.


همسر ابطحی: اوج بی وجدانی را دیدیم

August 3, 2009

فهیمه موسوی نژاد در مصاحبه با سایت روز گفت چیزی که با پخش این اعترافات می توان فهمید این است که تنها چیزی که در میان برخی دست اندرکاران وجود ندارد اخلاق و وجدان است. وی تصریح کرد: “این معرکه ای که راه انداخته اند نمی تواند سابقه وتجربه پاک چنین افرادی رادر نزد مردم تحت تاثیر قرار دهد. اعتراف گیری یک تو دهنی به کل نظام است وهیچ کس بیشتر از نظام صدمه نمی خورد چرا که این افراد متعلق به نظام هستند وکارنامه سنگینی در خدمت به کشورشان دارند.”

وی گفت که با خانواده آقای خاتمی صحبت کرده اند وآنهابا دلداری دادن وی گفته اند که این سخنان محکوم است. قراراست سیدمحمد خاتمی به زودی بیانیه ای را در این خصوص منتشر کند.

موسوی نژاد افزود: “صحبت هایی که ایشان می کرد و بخش هایی از آن در خبرگزاری فارس آمده بود اصلا ادبیات آقای ابطحی نبود. ما به عنوان خانواده با ادبیات ایشان آشنا هستیم. بسیاری از مردم هم خواننده وبلاگ ایشان بودند. جملات و متنی که استفاده کردند متعلق به ایشان نبود. لحن ایشان مانند زمان هایی بود که خیلی عصبانی وناراحت است وانگار که با فشاری این حرفها را می زند. حالت عادی نداشت.”

وی با اشاره به پخش اعترافات گفت: “من به فرزندانم گفتم که ما از موقعی که یادمان است ایشان هر کاری کرده برای حفظ نظام بوده و همیشه سعی می کرده که مبلغ خوبی برای نظام باشد و هر نظری که داشته فقط از لحاظ دلسوزی بوده برای اینکه شرایط بهتر باشد. من از این دولت همین توقع را هم داشتم. با توجه به شناختی که از آنها داشتم و شاید بگویم با شناختی که در همین چهل وچند روز از آنها پیدا کردم. از برخوردهایی که آنها به عنوان خانواده زندانیان با ما داشتند. بارها با ما درتماس بودند وهر باربه ما تذکر می دادند. هر سه چهار روز یک بار یک جوری خانواده ما را به هم می ریختند. یک روز دامادمان را می گرفتند یک روز دیگر فرد دیگری از خانواده را می گرفتند. یک روز زنگ می زدند تذکر می دادند و روز دیگر می ریختند خانه را می گشتند.”

موسوی نژاد افزود: ” در طی مدت این چهل وسه روز سه بار با آقای ابطحی صحبت کردیم. برای یکی از این تماس ها ما را به اوین کشاندند و حتی گفتند یک سیم کارت برای ما بیاورید که بگذاریم در یک موبایل که آقای ابطحی باشما صحبت کند. یک سری اذیت هایی کردند که در آنها اوج بی وجدانی وبی اخلاقی بود. قبلا هم این سابقه را از آنها داشتیم. دوستان دیگر وخیلی کسان دیگر هم این تجربه را داشتند. نمی دانند که این کارها هیچ تاثیری ندارد و مردم می دانند این افراد تحت چه شرایط طاقت فرسایی بوده اند.”

همسرسیدمحمدابطحی افزود: “ایشان اشاره کرده بود به قرصی که چند شب است به او می دهند. من اثرات آن را نمی دانم. برخی از دوستان می گفتند که همین کار را با آقای سحابی کرده بودند یعنی قرص های مشابهی را هم به ایشان داده بودند، به نحوی که وقتی برخی برای ملاقات با وی می روند می گویند اصلا این سحابی با آن سحابی که ما می شناختیم متفاوت بود. این ابطحی هم آن ابطحی خودمان نبود. یک داروهایی استفاده می کنند. من اطلاعات دقیق از تاثیرات این داروها ندارم اما حالت ایشان عادی نبود.”

وی در مورد آزادی همسرش گفت: “ما امیدواریم اما با صحبتی که با ایشان داشتیم وآن دو نفر کارشناسی که همراه ایشان در ملاقات بودند وقبل از آن با آنها صحبت کرده بودم اصلا نفهمیدم که چه کار خواهند کرد. یک بار می گویند که تمام می شود ویک بار می گویند که اگر ملاقات خوبی داشته باشید و بازتاب ملاقاتتان خوب باشد شاید به شما مرتب ملاقات بدهیم. ما مدتها فکر می کردیم چنین روزی خواهد آمد. یک موقعی گفتند که اعترافات را پخش می کنند. همه می دانند این بحث ها از نظر حقوقی بی اعتبار است. کسی که چهل وپنج روز در انفرادی بوده و آن زمانی که با خانواده صحبت کرده در شرایط تحت فشار بوده نمی تواند در شرایط عادی باشد. یک شب نیمه شب او را از خواب بلند کرده اند که با خانواده اش صحبت کند، روز دیگر وسط بازجویی به ما زنگ زد که اصلا صدایش در نمی آمد که با ما حرف بزند. شرم آور است که افراد را در چنین شرایطی می گذارند.”


جمهوری اسلامی باز هم توپولوف مى خرد

August 3, 2009

روزنامه ابرار اقتصادی: قرارداد عرضه ۵ فروند هواپيماى مدرن «توپولوف ـ۲۰۴ اس ام» كه چندى پيش با ايران امضا شده است، آغازگر عرضه اين نوع از هواپيماها به ساير شركت هاى هواپيمايى خارجى خواهد بود. به گزارش ايلنا به نقل از نووستى، سرگئى گالپرين -معاون مديركل شركت واحد هواپيمايى غيرنظامى روسيه- درباره قراردادى كه با شركت هواپيمايى «ايران اير تور» امضا شده است، گفت: مذاكرات طرف روسى با روساى صنايع هواپيمايى ايران درباره خريد هواپيماهاى روسى و توليد احتمالى آن ها با مجوز (در ايران) ادامه دارد. قرار است در هواپيماهاى «توپولوف ـ۲۰۴ اس ام» وزن بدنه نسبت به مدل پايه توپولوف-۲۰۴-۱۰۰ حداقل ۲ تن كاهش بيابد كه اين هدف از طريق استفاده از مواد بسيار مقاوم و سبك، نصب تجهيزات و صندلى هاى سبك تر و كاهش وزن شاسى به ميزان ۱۶۰ كيلوگرم ممكن خواهد شد.


انتشار نامه محرمانه ستاد موسوی به لاریجانی

July 19, 2009

سایت خبرآنلاین در تهران: روز 30خرداد ، یعنی فردای روزی که رهبرمعظم انقلاب در نمازجمعه تهران بحث مبسوطی در باره انتخابات بیان کردند 2نماینده میرحسین موسوی در نامه ای به رئیس مجلس شورای اسلامی پیشنهادات خود را برای رفع بحران پیش آمده ارائه کردند.

این نامه که از سوی عباس آخوندی یکی از دونماینده موسوی در اختیار خبرآنلاین قرار گرفته برای نخستین بار منتشر می شود.

در زیر ابتدا توضیح آقایان آخوندی و زنگنه در باره این نامه و سپس متن کامل آن را می خوانید:

بسمه تعالی

27/4/1388

در ارتباط با مطالب ایراد شده از سوی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در خطبه‌های نماز جمعه مورخ 26 تیر ماه تصمیم به انتشار نامه پیوست خطاب به دکتر لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی گرفتیم. این نامه در تاریخ 30/3/1388 یعنی دقیقاً فردای روز ایراد خطبه نماز جمعه توسط مقام معظم رهبری تدوین و تقدیم رئیس مجلس شده است. متأسفانه علیرغم تلاش‌های انجام شده در این ارتباط، پیشنهادهای ارائه شده از سوی مقامات تصمیم‌گیر مورد توجه جدی قرار نگرفتند.
هر چند پاره‌ای از پیشنهادات ارائه شده به دلیل گذشت زمان موضوعیت خود را از دست داده‌اند، لیکن از آنجا که آگاهی عمومی از رویکرد پیشنهادی در این نامه می‌تواند مفید فایده باشد و نیز آنکه نهایتاً باید از اتفاقات اجتماعی به صورت جمعی تجربه اندوزی نمود، این نامه در کنار هزاران اسناد دیگر به ما می‌آموزد که اگر در موفقیت‌های استراتژیک، مقامات ملی درست‌‌تر اتخاذ تصمیم نموده بودند، چگونه می‌توانستیم امروز شاهد بحران موجود در جامعه نباشیم.

عباس آخوندی نماینده ویژه میرحسین موسوی مستقر در محل شورای نگهبان در روز انتخابات
بیژن زنگنه نماینده ویژه میرحسین موسوی در تنظیم ارتباطات با صدا و سیما در امر تبلیغات انتخابات

بسمه‌تعالی
شنبه 30/3/1388

برادر ارجمند جناب آقای دکتر علی لاریجانی
رئیس محترم مجلس شورای اسلامی

با سلام و تحیت

پیرو مذاکرات متعدد در روزهای گذشته برای یافتن راه‌های برون رفت از بحران اجتماعی موجود، ذیلاً تمایل داریم که چارچوبی را در این ارتباط عرضه کنیم، باشد که مفید واقع گردد و موجب کمکی به بازگشت آرامش به وجدان ناآرام جامعه شود.
به نظر ما آنچه در جامعه در جریان است معلول مدیریت ناصحیح فرایندهای انتخابات، به ویژه در دوره تبلیغات انتخابات است.

متأسفانه مدیریت روز اخذ رأی و اقدامات پس از اعلام مقدماتی نتایج آرا نیز با مشکلاتی جدی مواجه بود. در هر صورت بزرگ‌ترین مسئله‌ای که اکنون جامعه ایرانی با آن مواجه است آسیب خوردن اعتماد عمومی به نتایج آرای انتخابات است. بنابراین هر راه حلی که ارائه می‌گردد باید به نحوی مفهوم اعاده اعتماد عمومی را در صدر وجهه همت خود قرار دهد.

با این مقدمه راهکار ذیل را که با آن مقام محترم حضوراً بحث کرده، یک بار دیگر به صورت مدون تقدیم می‌کنیم. پیش از بیان راه‌حل، لازم به تذکر است که آنچه ذیلاً آورده می‌شود نظرات شخصی ما است و به هیچ عنوان نما‌یندگی جناب آقای مهندس میرحسین موسوی را که در این انتخابات در کنار ایشان بودیم ندارد. لیکن مطمئن هستیم، هر راه حلی که مبتنی بر انصاف باشد و بتواند اعتماد عمومی را جلب نماید مورد قبول ایشان نیز خواهد بود.

1- چارچوب‌های بنیادین راهکار پیشنهادی

* هم چنانکه مقام معظم رهبری فرمودند اختلاف به وجود آمده در جامعه، اختلاف بین اهالی انقلاب است، بنابراین با تهمت و افترا و بیرون راندن هر یک از طرف‌های دعوا از صحنه مرتفع نمی‌گردد. اصل را باید بر اقناع و رفع شبهه گذاشت وگرنه این اختلاف پایانی نخواهد داشت. لازمه این امر اتخاذ فرایندهای اعتمادآفرین است. جنابعالی با توجه به حضور مداومتان در مذاکرات هسته‌ای بیش از هر شخص دیگری به این موضوع واقفید که فرایندهای اعتمادسازی کاری سخت، نیازمند رعایت جزئیات و مستلزم حوصله و بردباری است.

* معترضان به نتایج آرا که تعداد آنها کم هم نمی‌باشد، باید به رسمیت شناخته شوند. این افراد براساس اصل 27 قانون اساسی دارای حقوقی هستند که باید از آن برخوردار باشند. از جمله این حقوق حق برگزاری اجتماعات به صورت مسالمت‌آمیز و حق داشتن رسانه عمومی و استفاده از رسانه ملی است. بی‌حرمتی به معترضان از طریق رسانه ملی نه تنها کمکی به حل مشکل نمی‌کند بلکه احساسات افراد را جریحه‌دار نموده و بر اصرار آنها بر تداوم اعتراض خواهد افزود.

متأسفانه در روزهای اخیر نه تنها با هیچ یک از درخواست‌های تجمع مسالمت‌آمیز معترضان که شهروندان این کشور هستند موافقت نشد و نه تنها امکان استفاده از رسانه ملی به آنها داده نشده بلکه رسانه ملی با ادبیات ناشایستی با ایشان برخورد کرد که تنها عواطف آنها را جریحه‌دار نمود.

* فاصله انداختن بین معترضان و رهبری آنها که در این مورد جناب آقای مهندس میرحسین موسوی است دو خطر عمده را در بر دارد. یکی عدم امکان ایفای نقش رهبری توسط ایشان و دیگری پر شدن خلأ رهبری توسط دیگرانی که امکان دارد عناصر ناشناخته‌ای باشند و دست به اقدامات ناشایستی بزنند می‌باشد.

صد البته در این وضعیت رهبری معترضان مسئولیت هیچ یک از عواقب اقدامات پراکنده‌ای که به صورت خود جوش توسط افراد، صورت می‌گیرد نمی‌پذیرد. شما خوب واقف هستید که در کنترل بحران‌های اجتماعی اولین اقدامی که لازم است صورت گیرد پذیرش مشروعیت رهبری معترضان است تا امکان گفت و گو و رسیدن به راه حل فراهم گردد. در غیر این صورت تنها زبان گفت‌و‌گو، زبان خشونت خواهد بود که در این مورد قطعاً راهکار خوبی نیست، چرا که هیچ نظامی به مردمی که در چارچوب امنیت آن، مردم اقدام به مشارکت در انتخابات نموده‌اند با خشونت پاسخ نمی‌دهد.

2- اقدامات اجرایی پیشنهادی

* به جناب آقای مهندس موسوی در یک و یا چند برنامه زنده صدا و سیمای جمهوری اسلامی اجازه حضور جهت طرح مسائل خود داده شود. رسانه ملی همواره این امکان را دارد که برای دیگران نیز در جهت نقد صحبت‌های ایشان فضای لازم را فراهم آورد. بنابراین ممانعت از حضور ایشان در رسانه ملی اقدام بی‌وجهی است.

* به ایشان و جمعیت‌های هوادار ایشان توسط وزارت کشور اجازه راهپیمایی اعتراضی رسمی اعطا گردد. این موضوع باعث خواهد شد تا اقدامات مکرر خیابانی متوقف شود و مجموعه اعتراضات شکل قانونی و رسمی به خود گیرد و هرگونه اجتماعی با مسئولیت گروه مشخصی به پا شود.

* مقام معظم رهبری فرمودند، از یک سوی تأیید کلی ایشان مانع از رسیدگی به شکایات نمی‌باشد و از سوی دیگر هیچگونه بدعتی را در فرایند رسیدگی به صحت انتخابات نمی‌پذیرند و تنها شورای محترم نگهبان را مرجع رسمی و قانونی می‌دانند. پیشنهاد ما نیز در این چارچوب است. متأسفانه اکثریت اعضای محترم شورای نگهبان با جانبداری از یکی از نامزدان خود را در این مظان قرار دادند که قضاوتشان همراه با جانبداری است. البته بهتر این بود که حضرات آقایان به دلیل آنکه در مقام داوری قرار دارند رأی خود را مخفی نگاه می‌داشتند تا امروز جامعه با چنین مشکلی مواجه نباشد.

علیرغم این، به نظر ما در همین چارچوب هنوز امکان اقدام وجود دارد. پیشنهاد این است که شورای نگهبان هیأتی از رجال ملی و مورد اعتماد مردم که اظهارنظر آنان موجب جلب اعتماد عمومی و آرامش جامعه شود را به عنوان خبرگان امین خود انتخاب کند. دامنه رسیدگی به این هیأت که به عبارتی باید نقش هیأت منصفه را ایفا نماید، باید عام و بدون محدودیت باشد. این هیأت باید بتواند نسبت به اتفاقات به وقوع پیوسته در فرایند انتخابات، مسائل روز اخذ رأی و حوادث پس از آن اظهارنظر نماید. این هیأت باید حق دسترسی به کلیه شکایات و اطلاعات واصله به شورای محترم نگهبان را داشته باشد‌ و حق داشته باشد تا مستقیماً با نامزدهای انتخابات و یا نمایندگان آنها گفت‌وگو کند و همچنین حق داشته باشد که از قضات عالیرتبه دیوانعالی کشور و سایر کارشناسان خبیر به عنوان همکار استفاده نماید. این هیأت در انتهای کار خود که می‌تواند بین دو هفته تا بیست روز به طول بینجامد باید گزارشی را خطاب به شورای محترم نگهبان تهیه کند و متن آن را جهت آگاهی عمومی منتشر نماید.

آنگاه شورای نگهبان متکی بر این گزارش تصمیم نهایی خود را اتخاذ کند. در این صورت امکان جلب اعتماد عمومی به گزارش منتشره و تصمیم متخذه فراهم خواهد شد.

* ما پیشنهاد می‌کنیم که اعضای این هیأت مرکب از افراد زیر باشد، هر‌چند با هیچ‌یک از افراد نامبرده هیچگونه مذاکره‌ای صورت نگرفته است و ممکن است ایشان پذیرای این مسئولیت نباشند. به هر روی، افراد پیشنهادی ما بدین شرح است: 1- جناب حجت‌الاسلام و‌المسلمین سیدحسن خمینی از بیت شریف حضرت امام (ره)، 2- جناب حجت‌الاسلام و‌المسلمین محمدی ری‌شهری از علمای خوشنام، منصف و با تقوی و همچنین با سابقه اجرایی طولانی قضایی و دارای مسئولیت وزارت اطلاعات در پیشینه کاری خود، 3- جناب آقای دکتر گودرز افتخارجهرمی یکی از برجسته‌ترین حقوقدانان مسلمان ایران، نماینده جمهوری اسلامی ایران در دعاوی بین‌المللی و همچنین چندین دوره عضویت در شورای نگهبان به عنوان حقوقدان.
مسئولیت این پیشنهاد با خود ما است و آمادگی داریم از آن در رسانه ملی دفاع کنیم. به نظر ما در صورت اتخاذ چنین رویه‌ای آرامش به جامعه باز خواهد گشت. ما بر این اعتقاد هستیم چنانچه جامعه به نتیجه چنین تصمیمی اعتماد کند، به یقین جناب آقای مهندس میرحسین موسوی نیز با آن موافق خواهد بود. به امید اعتلای کلمه حق و پیشرفت روزافزون جمهوری اسلامی.

بیژن زنگنه
عباس آخوندی


حاميان صدا و سيمای فاسد و دروغگو را بشناسيد

July 19, 2009

اعلامیه

به هركس ميشناسيد اطلاع دهيد
حاميان صدا و سيماي فاسد و دروغگو را بشناسيد.
اين شركتها به صدا و سيما پول مي دهند تا احمدي نژاد منفور را رييس جمهور منتخب ايران جلوه دهند.
اين شركتها به صدا و سيما پول مي دهند تا اعمال آدمكشها و جنايتكاران را ايثار و خدمت جلوه دهند.
اين شركتها به صدا و سيما پول مي دهند تا فقر و فلاكت موجود را آسايش و رفاه جلوه دهند.
اين شركتها به صدا و سيما پول مي دهند تا ديكتاتوري را آزادي جلوه دهند.
اين شركتها به صدا و سيما پول مي دهند تا شهادت ده ها نفر مثل ندا را برنامه از پيش طراحي شده دشمن جلوه دهند.
…… و در نهايت اين شركتها به صدا و سيما پول مي دهند تا دروغ را راستي و بدي را خوبي جلوه دهند.
بنابراين هر كالايي كه در صدا و سيماي دروغگو و فاسد تبليغ شود را نخواهيم خريد. محصولات زير بعد از كودتاي 22 خرداد در صدا و سيماي دولت نامشروع تبليغ شده اند:
1) محصولات اتك
2) قند لادن
3) محصولات تبرك
4) فرش الماس كوير
5) چي توز
6) مزمز
7) قلم چي 8) شامپو صحت
9) وارنا، صنايع شير تهران
10) گلريز
11) تخم مرغ تلاونگ
12) زر ماكارون
13) نود اليت
14) بستني دايتي
15) ايرانسل
16) محصولات فرهنگي سروش
صدا و سيما را فلج خواهيم كرد
بخش عمده اي از درآمدهاي صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران از پخش آگهي هاي تبليغاتي بدست مي آيد. صدا و سيما با كسب اين درآمد اقدام به دروغگويي؛ توهين به شعور مردم؛ واروونه كردن واقعيات؛ توليد برنامه هاي تبليغاتي براي دولت نامشروع و …. ميكند.
حال اگر تبليغات پخش شده از صدا و سيماي فاسد اين حكومت؛ تاثير منفي بر سود كارخانه ها؛ سازمانها و هر كسي كه به اين ارگان دروغ پرداز پول ميدهد تا كالايش را تبليغ كند داشته باشد؛ مسلم است كه تبليغات به شدت كم و اين منبع مهم درآمد صدا و سيماي خائن به ايراني فلج خواهد شد.
بنابراين از امروز هر كالا يا خدمتي كه از صدا و سيماي اين دولت نامشروع پخش شود را تحريم ميكنيم تا بيش از اين پول به جيب كساني نريزيم كه از هيچ توهيني به مردم ايران دريغ نمي كنند.
بسيار مهم است كه اين موضوع به اطلاع همه فروشندگان نيز برسد.
رسانه شماييد. اين ايميل را براي همه ارسال كنيد و به همه اطلاع دهيد.


مردم دیگر نمی ترسند، شاید انقلاب شود؛ تلویزیون BBC

July 19, 2009

شبكه جهانى تلويزيون بی بی بی در گزارشی گفت، اختلافات در داخل سيستم جمهورى اسلامى اكنون بسيار جدى است. تظاهرات و راهپیمايی معترضان که از یکماه پیش شروع شد، ادامه دارد. پليس براى متفرق كردن جمعيت از گاز اشک آور استفاده می کند و گزارش مى شود كه شماری از تظاهرکنندگان دستگير شدند. از ميان جمعيت زنى بعدا به بى بی سی زنگ زد تا آنچه را كه ديده بود بازگو كند. اين زن ايرانى گفت، آنها به سمت ما گاز فلفل پرتاب كردند و بعد مجددا گاز اشک آور زدند. در ميان مردم، كودكان، افراد مسن و زنان سالخورده بودند كه نمى توانستند تنفس كنند. یک نفر دیگر نیز در تماسی تلفنى گفت، مردم نمى ترسند. ممكن است اوضاع به سمت يک انقلاب پيش برود، شايد تا يک سال ديگر انقلاب شود.


اعتراضات خشمگینانه خانواده ها در مقابل دادگاه انقلاب

July 19, 2009

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران

اعتراضات خشمگینانه و ابراز نگرانی خانواده ها در مقابل دادگاه انقلاب و لیست جدیدی از دستگیر شدگان

بنابه گزارشات رسیده از مقابل دادگاه انقلاب خانواده ها همانند روزهای گذشته در مقابل دادگاه انقلاب تجمع کردند و نسبت به بی خبری و ادامه بازداشت عزیزانشان خشم خود را ابراز داشتند. خانواده ها از برخورد و رفتار دادگاه انقلاب و سایر مراکز موجود به تنگ آمده اند و در آستانۀ انفجار قرار دارند.

با توجه به تعطيلات مذهبی روز دوشنبه امروز چند صد نفر از خانواده ها در داخل و بيرون دادگاه انقلاب به انتظار اطلاع یافتن از عزیزانشان و یا قرار وثیقه هستند.و اگر سوالي مي كردند كسي جوابگوي آنها نبود . خانواده ها با عصبانيت مي گفتند ما فكر مي كرديم آنقدر مسلماني و انسانيت در شما هست كه لااقل بچه هاي ما را به خاطر عيد مبعث آزاد مي كنيد اما حتي دريغ از يك جواب حكومت علي وار را كه 30 سال از آن حرف مي زديد خوب به ما نشان داديد.

به عده اي از خانواده ها امروزاز طرف كاركنان دادگاه انقلاب گفته ميشد مصاحبه نكنيد تا فرزندانتان زودتر آزاد شوند .كه باعث اعتراض خانواده ها شد كه ما با هيچ كس مصاحبه نكرده ايم اما از اين به بعد اگر جوابي نگيريم حتما مصاحبه خواهيم كرد.

نگراني خانواده ها در مورد وضعيت عزيزانشان شدت یافته است و با توجه به رفتار مسئولان دادگاه انقلاب و اوين با خانواده ها نگراني آنها به خصوص مادران در مورد رفتار آنها و مورد شكنجه قرار دادن فرزندانشان بخصوص دختران روز به روز بيشتر مي شود. امروز برخي از مادران كه در مقابل دادگاه انقلاب به انتظار خبري از وضعيت فرزندانشان نشسته بودند با خشم هر چه تمام تر مي گفتند خامنه اي ، احمدي نژاد اميدواريم به عزاي فرزندانتان بنشينيد كه اين گونه دل ما را خون و فرزندانمان را به ناحق به زندان انداخته ايد .اميدواريم هر چه زودتر سرنگون شويد.اميدواريم بدبختي و فلاكتتان را ببينيم
تعدادي از خانمها كه همسرانشان را بازداشت كرده اند مي گفتند که در شرایط سخت معیشتی بسر می برند و در صورت ادامه یافتن بازداشت آنها شرایط بر آنها سخت تر خواهد شد.

نیروهای سرکوبگر در مقابل داداگاه انقلاب مستقر هستند و 2 اتومبيل از نيروي انتظامي و تعدادي از لباس شخصي ها در داخل و بيرون دادگاه انقلاب وضعيت را كنترل مي كردند.

لیست دیگری ازاسامي بازداشدگان اخیر جهت ارسال به سازمانهای حقوق بشری و اطلاع عموم انتشار می یابد.
1- جواد صديقي فر 29 ساله ليسانس مكانيك شنبه 30 خرداد در بوستان ( رودكي ) بازداشت و به اوين منتقل شده
2- محمد كاظم زاده 24 ساله ديپلم پنجشنبه 18 تير در اميرآباد بازداشت و به اوين منتقل شده
3- اشكان آقا زاده 26 ساله دانشجوي اقتصاد پنجشنبه 18 تير در انقلاب بازداشت و بعد از انتقال به كلانتري 148 به اوين منتقل شده
4- فرهاد لشكري 26 ساله پنجشنبه 18 تير در انقلاب بازداشت و محل نگهداري وي نامشخص
5- جليل نوري فر 30 ساله شغل آزاد چهارشنبه 3 تير در بهارستان بازداشت و به اوين منتقل شده
6- محمد حسين وثوقي 32 ساله ليسانس هنر جمعه 26 تير در انقلاب بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص
7- محمد علي صالحي 22 ساله دانشجوي زبان چهارشنبه 27 خرداد در جنت اباد در حالي كه مورد ضرب و شتم شديد با باتوم قرار گرفته و صورت او خوني بوده بازداشت و به اوين منتقل شده
8- امين مقبلي 25 ساله فوق ديپلم صنايع غذايي پنجشنبه 18 تير بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص
9- سالار نجار زاده 31 ساله ليسانس صنايع پتروشيمي پنجشنبه 18 تير در انقلاب بازداشت و به اوين منتقل شده
10- آرش محمدي 27 ساله شغل ازاد شنبه 30 خرداد در شادمان بازداشت و به اوين منتقل شده
11- رضا اسكندري 26 ساله فوق ديپلم يكشنبه 24 خرداد در فاطمي بازداشت و به اوين منتقل شده
12- حسين حيدري 28 ساله پنجشنبه 18 تير در وصال بازداشت و به كلانتري 148 و بعد به اوين منتقل شده
13- علي اقدسي نيا 24 ساله ليسانس شيمي شنبه 30 خرداد در جمهوري بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص
14- آرمين نوري 21 ساله فوق ديپلم نرم افزار پنجشنبه 18 تير در انقلاب بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص
15- احمد حسيني 29 ساله پنجشنبه 18 تير در كارگر بازداشت و به اوين منتقل شده
16- هادي مولايي 27 ساله پنجشنبه 18 تير در انقلاب بازداشت و به اوين منتقل شده
17- فريبرز گل كوهي 30 ساله چهارشنبه 27 خرداد در ولي عصر بازداشت و به اوين منتقل شده
18- حسام الدين ابراهيمي دري 28 ساله شنبه 30 خرداد بازداشت و به اوين منتقل شده

تعداد زیادی از دستگیر شدگان اخیر در زندان کهریزک (اردوگاه مرگ )،کلانتری 148 ،آگاهی شاپور،ستاد پیگیری وزارت اطلاعات و بازداشتگاههای اطلاعات سپاه پاسداران منتقل می شوند.بازداشت شدگان در این بازداشتگاهها تحت شکنجه های جسمی وحشیانه ای قرار می گیرند که در مواردی منجر به مرگ آنها شده است. جان بازداشت شدگان اخیر در این شکنجه گاهه در معرض خطر جدی قرار دارد.

فعالین حقوق بر ودمکراسی در ایران،نسبت به خطر جدی که متوجه جان دستگیر شدگان بخصوص در بازداشتگاههای فوق هشدار میدهد.از دبیر کل و کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل برای نجات جان دستگیرشدگان اخیر خواستار اقدامات فوری است.

28 تیر 1388 برابر با 19 ژولای 2009

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
دفتر دبیرکل سازمان ملل
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر


جمع آوری شناسنامه سربازان برای رای سازی در نمایش انتخابات

June 5, 2009

سایت حکومتی کلمه: شیراز- یک منبع آگاه گفت از چند روز پیش دريک پادگان آموزشی درکازرون تعداد دو تا سه هزار جلد شناسنامه سربازان جمع آوری شده است. این فرد که نخواست نامش فاش شود افزود: مراجعه سربازان برای دریافت شناسنامه ها بی نتیجه مانده است و مسوولان از پس دادن شناسنامه های این افراد خودداری کرده اند. وی ادامه داد: حتی به سربازانی هم که شناسنامه های خود را به همراه نداشتند مرخصی داده شده است تا شناسنامه های خود را آورده و به مسوولان تحویل دهند.


نامه یک هموطن بهايی از زندان مخوف اوین

June 5, 2009

انتشار: فعالان حقوق حقوق در ایران

اینجانب شهرام چینیان فرزند ضیاالله متولد 1353 و بهایی و بهایی زاده هستم، در تاریخ 9/10/87 با شکایت اهالی حسن آباد باقروف (جنوب شهر تهران و اطراف اتوبان بهشت زهرا) به اتهام اهانت از سوی دادسرای بعثت احضار شدم و از سوی شعبه 6 بازپرسی پرونده کلاسه برای بنده تشکیل شد. اگر چه در احضاریه دادسرا اتهام شکایت اهالی در مورد ایراد اهانت بدون اشاره به موضوع اهانت و یا نام اهانت شدگان ذکر شده بود اما در جلسه بازپرسی هیچیک از شکات حضور نیافتند البته اصل موضوع اختلاف مطروحه به زمینهای روستای حسن آباد باقروف مربوط است.

این روستا در سال 1290 توسط فردی بهایی به نام باقروف تشکیل شد و از آن زمان تاکنون از طرف بهاییانی که بعداً برخی مسلمانها به آنها اضافه شدند مورد سکونت و کشاورزی واقع شد. در آن هنگام باقروف بعنوان مالک زمین ، قطعاتی از زمین ها را به اهالی بهایی و مسلمان برای سکونت و کشاورزی اعطا کرد، بدون اینکه سندی برای این واگذاری صادر شود.

با وقوع انقلاب اسلامی در ایران و از آنجا که بهاییان مورد تهدید و محدود سازی قرار گرفتند و وراث باقروف و نیز دیگر اعضا به خارج از کشور عزیمت کردند، موضوع مالکیت زمینها و ادامه سکونت بهاییان در حسن آباد باقروف به طور جدی مطرح شد و در نبود مالکان و مالک اصلی ، اهالی بهایی و مسلمان به تملک زمینها پرداختند.

منزل ما که مانند خانه های قدیمی چند خانه حول یک حیاط مشترک و مشاع بود از جمله همین زمین ها و مناطق تملک شده بود. در کنار یک حیاط مشترک خانواده ما (چینیان میاندوآب) و سه خانواده مسلمان دیگر به نامهای بادومی، ملکوانه و بادومی (والدین بادومی دیگر) می باشند در خانه های مشرف به حیاط مشاع زندگی میکردند.

خانواده ما چند سالی علیرغم وجود برخی فشارها و تهدیدها در منزل فعلی زندگی کرده و حاضر به تخلیه ملک نشدن هر چند برخی از بهاییان به خاطر وجود همین فشارها و تهدیدات ، حسن آباد باقروف را ترک کردند.

در سال 1364 ، خانواده های بادومی و ملوکانه بر خلاف حق، اقدام به تخریب منازل خود و بازسازی و تصرف حیاط و بخشهای مشاع ملک و نیز حریم کوچه نمودند و بدین ترتیب سهم خانواده ما در حیاط مشاعی به میزان قابل توجهی کاهش یافت، این موضوع باعث اعتراض مرحوم پدرم همراه شد ولی اعتراض وی نتیجه ای در بر نداشت و مقالات محلی نیز از این اعتراض ها، حمایتی نکردند.

پس از فوت پدرم، اینجانب ، شهرام چینیان میاندوآب اعتراض های مرحوم پدرم را از طریق قانونی پیگیری نمودم و در کمیسیون ماده 100 شهرداری و نیز دادسرای بعثت علیه متصرفان شکایت هایی را مطرح کردم، این شکایت ها پیگیری شد و کارشناسان شهرداری و دادگستری، نظراتی در تایید شکایت من ارائه دادند. شکایت های مربوطه در تاریخ 30/2/87 مطرح شد و پیگیری آن تاکنون ادامه دارد.

باجدی شدن شکایت و پیگیری مداوم آن و نیز کسب نظر مثبت و تائید کننده، کارشناسان دادگستری و شهرداری متصرفان بیشتر احساس خطر کردند و با جلب حمایت اهالی و برخی از اعضای شورای محترم روستای حسن آباد باقروف آنها نیز شکایت هایی علیه من مطرح کردند . در عین حال به واسطه بهایی بودن من و خانواده ام متصرفان تلاش کردن تا از حمایت برخی از نهادهای قدرتمند نظام برای وادار ساختن در عین من به گذشتن از حق استفاده کردند. در این رابطه تصرف کنندگان ملک مشاعی و حقوق من ، شروع به جو سازی و شایعه پراکنی علیه من و خانواده ام کردند و به دروغ من را به خروج از بهائیت و تغیر نام متهم ساختن که با نصب اعلامیه بر درب منازل بهاییان ساکن در آن روستا .

این نزاع ادامه داشت تا اینکه یک شب نیروی انتظامی و گشت کلانتری 171 عوارضی به منزل ما مراجعه کرد و افسر گشت از من خواست که برای پاسخ دادن به چند سئوال همراه آنها به کلانتری مراجعه و سپس به خانه بازگردم که در بین راه به قرارگاه پلیس امنیت واقع در شهرری و سپس اداره اطلاعات شهرری منتقل شدم.

افسران کلانتری از من امضای فرمی را خواستند که فرم تائید میکرد من به میل و خواست خودم به پلیس امنیت یا بازداشتگاه آمده ام. اما من از قبول آن خودداری کردم. بازجو آن شب از من با عدم همکاری و اعتراض من نسبت به رفتار ماموران اطلاعات ناجا و کلانتری بی نتیجه ماند و به همین جهت من آن شب را در بازداشتگاه پلیس امنیت به سر بردم بدون آنکه قرار بازداشت یا ابلاغ حکمی داشته باشم.

فردای آن روز از سوی ماموران نیروی انتظامی به وزارت اطلاعات تحویل داده شدم و ماموران وزارت اطلاعات با لباس شخصی سوار بر یک دستگاه خودرو سمند مر از ساختمان پلیس امنیت از ماموران نیروی انتظامی تحویل گرفتند و در حین انتقال از ماموران شنیدم که دادخواست دادسرای بعثت در مورد اتهام من از خود سلب صلاحیت کرده و پرونده مرا به دادگاه انقلاب اسلامی ارجاع داده است.

پس از تحویل من به ماموران وزارت اطلاعات آنها مستقیماً به شعبه دو بازپرسی ویژه امنیت دادگاه انقلاب به ریاست بازپرس سبحانی انتقال دادند و در آنجا آقای سبحانی اتهامات عضویت در گروههای بهایی و توهین به مقدسات تفهیم شد که من توهین به مقدسات را نپذیرفتم. بعد از تفهیم اتهام من مستقیماً به بند 209 زندان اوین انتقال شدم.

این بند زندان امنیتی است و تحت کنترل قرار دارد و در آنجا 36 روز من سلول انفرادی نگه داشته شدم و به همراه ضرب و شتم از من بازجویی بعمل آمد، یک هفته پس از انتقال من به بند 7 و سلول 72 انفرادی بند 209، به همراه تعدادی از مامورین وزارت اطلاعات من را با دستبند و پابند و لباس زندانی به محل مسکونی و منزل خود انتقال داده شدم و پس از اینکه به محل رسیدم فهمیدم که پیش از رسیدن من به محل اهالی را جمع کرده اند و علیه من تبلیغات کرده اند. بعد از رسیدن متصرفان مقداری علیه من صحبت کردند و بعد بدون اخذ یا ارائه مجوز قضایی با شکستن قفل خانه امان وارد منزل شدند و آنها از ابتدای رسیدن به منزل فیلمبرداری از محل و رویدادها را آغاز کردند و پس از ورود کلیه مدارک قضایی، دفترچه های بانکی و دستخط، دفترچه تلفن،عکس های مذهبی و غیره را از منزل بردند و حین بازپرسی مادرم به منزل برگشت و از دیدن مامورین وزارت اطلاعات و به هم ریختن وسایل منزل بسیار ناراحت شد و بعد از تفتیش مجدداً به بند 209 انتقال داده شدم و در عین بازجویی بارها برای همکاری و جاسوسی برای وزارت اطلاعات ترغیب و تطمیع شدم و وعده های بسیاری به من داده شد یا من از بهاییت دست بردارم یا حداقل با ایشان همکاری نمایم.

بعد از 36 روز انفرادی من 40 روز را هم در بند عمومی بند 209 سپری کردم و سپس به بند عمومی انتقال داده شدم.

هم اکنون نیز بلاتکلیف در سالن 4 اندرزگاه شماره 7 بازداشتگاه اوین نگهداری میشوم.

شهرام چینیان میاندوآب
زندان اوین


در ایران حیوانات نیز از گزند آخوندها در امان نیستند

June 5, 2009

سایت آفتاب: بیشتر حیوانات وحشی مثل شیر که به طرق قاچاق خریداری و در منازل شخصی نگهداری می‌شوند، به طرز دردناکی بدون آنکه مسئولین سازمان محیط زیست متوجه شوند، می‌میرند. یک دامپزشک در گفتگو با خبرنگار مهر با اعلام این مطلب گفت: «به عنوان مثال در جشن کودک که سال گذشته در دارآباد تهران برگزار شد، سه توله شیر 7 ماهه که دلالان به مردم فروخته بودند به دلایل مختلف تلف شدند». این در حالی است که به گفته دکتر علیرضا باقری بیشتر مراجعات به دامپزشکان برای درمان حیوانات از جنس بچه شیرها به خاطر بیماریهایی است که نهایتا منجر به مرگ آنها می‌شود. در همین رابطه دامپزشک کلنیک دامپزشکی تهران، در گفتگو با خبرنگار مهر علایم بیماریهای ویروسی در حیوانات وحشی که به شکلهای مختلف در دست شهروندان عادی قرار می‌گیرد را مشهود دانست و گفت: «در سال گذشته چندین مورد مراجعه به خاطر بیماریهای ویروسی خطرناک در چند توله شیر داشتیم که توسط شهروندان در آپارتمان و محیطهای غیر بهداشتی نگهداری می‌شدند». دکتر احمدی ضمن تایید غیر مجاز بودن دسترسی و نگهداری حیواناتی از جنس شیر، با استناد به مشاهدات خود در کلنیک دامپزشکی تهران، قاچاقچیان را عامل ورود این‌گونه حیوانات از مرزهای شرقی کشور به خصوص هند و پاکستان و افغانستان به ایران دانست و تلف شدن اغلب این حیوانات را تایید کرد. با این حال دکتر آل داود متخصص دامپزشکی تعداد حیوانات وحشی و زاد و ولد آنها در مراکز زیر زمینی و غیر مجاز را دلیل احتمالی فروش این حیوانات به شهروندان دانست و گفت: «شهروندان بسیاری به ما مراجعه می کنند که خواهان استفاده از انواع واکسنها برای نگهداری از توله شیرهایی هستند که در منزل نگهداری می‌کنند». آل داوود بزرگ کردن حیوانات وحشی در آپارتمان و منازل تهران را به دلیل خوی ذاتی آنان، غیر منطقی خواند و افزود: «این حیوانات به شیوه‌های مختلف و به این خاطر که از محیط مناسبی برخور دار نیستند به زودی تلف می شوند.».